تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
در پايان به نظر مىرسد منظور شرط صريح نيست بلكه گويا شرط كرده و كانّ است نه انّ . 2 - منظور مرحوم آخوند التزام پس از وضع باشد بدين‌معنى كه واضع هريك از لفظ من و الابتدا را براى مفهوم كلّى ابتدائيّت وضع كرده است ولى پس از تمام شدن وضع به صورت مستقلّ و خارج از وضع با مستعملان شرط كرده كه هرگاه معنى ابتدائيّت را مستقلا لحاظ كردند اسم به كار ببرند و هرگاه آن را به عنوان آلى ديدند از حرف استفاده كنند . اين احتمال كه قائل هم ندارد و صرف احتمال است به طريق اولى ( نسبت به احتمال قبلى ) مردود است زيرا اوّلا بر فرض شرط ضمنى لزوم اتّباع داشته باشد ولى شرط خارج مورد مناقشه است و ثانيا « الشيئى لا ينقلب عمّا وقع عليه » يعنى وضعى كه روز اوّل به صورت مطلق و بىقيد و شرط تحقّق يافته معقول نيست كه بعدا مقيّد شود كه اين نظير تقييد بيعى است كه نخست به نحو مطلق و بىقيد و شرط انشاء شده و بعدا مىخواهد مقيد مىشود و چنين تقييدى به اتفاق آراء حاصل نمىشود . 3 - منظور مرحوم آخوند اخذ لحاظ آلى يا استقلالى در معناى حروف و اسماء باشد امّا نه به نحو شرط يا جزء بلكه به نحو داعى يعنى داعى واضع بر وضع من برابر ابتدائيّت لحاظ المعنى آليّا است و داعى بر وضع الابتداء براى اين مفهوم لحاظ المعنى استقلاليّا است . و از ظاهر تعبير كفايه كه لام غايت ( ليراد او ليستعمل و . . . ) آورده همين احتمال قابل‌استفاده است . ولى اين‌هم نمىتواند مراد باشد زيرا دواعى تخلّف‌بردار هستند در حالى كه در باب حروف و اسماء تخلّف‌بردار نيست و هرگز در جاى حرف اسم به كار نمىرود و بالعكس و از اين كشف مىكنيم كه دخالت لحاظ آلى و استقلالى در ما نحن فيه به نحو داعى نيست .