اشكال اوّل : صاحب عناية الاصول فرموده : اسم و حرف تنها به لحاظ آلى و استقلالى در مقام استعمال فرق ندارند بلكه فرق ماهوى و ذاتى دارند و متبادر از هر كدام غير از ديگرى است مثلا متبادر از كلمهء فوق غير از متبادر از كلمهء على است و متبادر از كلمهء الابتداء غير از متبادر از كلمهء من است و . . . و اگر معنى آن دو يكى بود حتما از هردو يك چيز تبادر مىكرد در حالى كه اين خلاف وجدان است « 1 » .
پاسخ اشكال : مسألهء تبادر امرى وجدانى است و هرفرد يا گروهى به نفع خود ادّعاى تبادر مىكنند و لذا جا دارد متقابلا كسى از ناحيهء آخوند ادّعا كند كه متبادر از هردو يكى است و همان مفهومى كه از لفظ ابتدا يا نسبت ابتدائى تبادر مىكند از لفظ من هم متبادر است زيرا من در فارسى به « از » ترجمه مىشود و از كلمهء « از » ابتداى امرى از امور ( ابتداء سير ، ابتداء كتابت و . . . ) به ذهن مىآيد .
اشكال دوّم : محقّق نائينى فرموده : اصولا معقول نيست كه معنى در حدّ ذات خود نه مستقلّ باشد و نه غير مستقلّ ( چون مرحوم آخوند مدّعى شد كه نه آليّت در معناى حرف داخل است و نه استقلاليّت در معناى اسم ) ميرزا چنين امرى را نامعقول مىداند از اين باب كه ارتفاع نقيضين است و محال مىباشد ضمنا ميان دو نقيض جامعى هم نيست تا او موضوعله باشد . « 2 »
پاسخ اشكال : قبول داريم كه شيئى به حسب واقع خالى از قيد يا نقيض آن نيست ولى اين امر منافات ندارد با اينكه در مقام وضع يا استعمال خالى از هر قيدى و نقيض آن باشد فى المثل رقبه در واقع يا مؤمن است يا كافر ولى مولى در مقام امر مىگويد : « اعتق رقبة » و مطلوبش عتق طبيعت رقبه است با قطع نظر از هر قيدى و خصوصيّتى و در باب مطلق و مقيّد هم خواهد آمد كه اسماء اجناس براى اصل ماهيّت و طبيعت وضع شدهاند و هرگونه خصوصيّتى از مستقلّ بودن و غير مستقل بودن و . . . در آنها اهمال شده و مسكوت گذارده شده است .
هامش
( 1 ) . عناية الاصول ج 1 ص 24 - 25 .
( 2 ) . اجود التقريرات ج 1 ص 15 .