4 - همانگونه كه در باب معناى حرفى نياز به لحاظ داريم در باب معناى اسمى نيز نياز به لحاظ هست ( البته يك جا لحاظ آلى و جاى ديگر لحاظ استقلالى ) بنابراين اگر به اين دليل معناى حرفى جزئى ذهنى باشد بايد به همين دليل معناى اسمى نيز جزئى ذهنى باشد و در عالم كلّيه اسماء اجناس از باب وضع عام و موضوعله خاص باشند در حالى كه احدى بدان ملتزم نيست و در باب اسماء اجناس وضع و موضوعله را عام مىدانند حال هرجوابى در باب اسم جنس داديد ، همان جواب در مورد حرف نيز جارى و سارى است و آن اينكه : اسم جنس براى طبيعى معنى وضع شده و در همان استعمال مىشود و لحاظ و تصور ، شرط وضع يا استعمال است ، حرف نيز براى طبيعى ابتدائيّت وضع شده و در همان استعمال مىشود و لحاظ آلى شرط و مصحّح وضع و استعمال است .
نتيجه : از ديدگاه مرحوم آخوند حروف با اسماء همجنس خود از نظر اصل معنى هيچفرقى ندارند ، مثلا كلمهء من با لفظ الابتداء هردو براى مفهوم كلّى ابتدائيّت وضع شدهاند و در همان مفهوم كلى استعمال مىشوند و فرق آن دو تنها در لحاظ آلى و استقلالى است كه آنهم از معنا خارج است و شرط وضع و استعمال است . مرحوم آخوند با اين بيان ، قول مشهور را كه موضوعله را خاص مىدانستند ابطال كردند و رأى خود را كه موضوعله عام و كلى است اثبات كردند . و نيز رأى ديگر را كه مستعمل فيه خاص باشد ابطال كردند و ثابت كردند كه آن نيز عام و كلّى است . در نتيجه وضع عام و موضوعله خاص به نظر آخوند رحمه اللّه امرى معقول و ممكن است ولى مثال ندارد و در خارج واقع نشده است . « 1 »
اشكالهاى اين نظريّه :
از آنجا كه نظريّه مرحوم آخوند خيلى مهمّ است لذا مورد توجّه بزرگان واقع شده و متأخّران اشكالهاى فراوانى بر اين مسلك مطرح كردهاند كه نوعا قابلجواب است .
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ج 1 ص 13 - 15 .