تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خارج اصول (فارسى) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
با الأنتهاء ، فى با الظرفيّة و . . . ) كاملا متّحد المعنى هستند و هردو براى يك معنى وضع شده‌اند و فرقشان در لحاظ استعمالى است كه معناى حرف در اين مقام آلتا لغيره ملاحظه مىشود و معناى اسم مستقلا لحاظ مىشود . مرحوم آخوند در اين رابطه مطالبى دارند كه به ترتيب كفايه به اجمال ذكر مىكنيم ( و تفصيل آن را در شرح كفايهء خويش آورده‌ايم ) : نخست در رابطه با معانى حروف سه نظريّه را مطرح مىكنند : 1 - جماعتى خيال كرده‌اند كه حروف وضعشان عام و موضوع‌له‌شان خاصى است و مثال براى قسم سوّم از اقسام وضع مىباشند و قسم سوّم نه‌تنها ممكن است كه واقع هم شده است « 1 » 2 - برخى خيال كرده‌اند كه حروف وضعشان عام و موضوع‌له‌شان نيز عام ولى مستعمل فيه آنها خاص و جزئى است يعنى در مقام استعمال ، مستعملين لفظ من يا الى و . . . را در مصاديق و جزئيّات استعمال مىكنند و گرنه در مقام وضع معناى متصوّر كلى است ، موضوع‌له نيز كلّى است . « 2 » 3 - مختار خود آخوند اين است كه حروف هم وضعشان و هم موضوع‌له آنها و هم مستعمل فيه‌شان همه عام است و از اين جهت با اسماء اجناس هيچ فرقى ندارند . مرحوم آخوند براى تبيين اين نظريّه به‌گونه‌اى استدلال مىكنند كه هم دو نظريّهء قبل را ابطال مىكنند و هم نظريّهء خودشان را اثبات مىكنند و مىفرمايند : منظور شما از خصوصيّت ( خاص و جزئى بودن موضوع‌له يا مستعمل فيه ) چيست ؟ آيا مراد جزئى خارجى است ؟ يا جزئى ذهنى ؟ ( جزئيّت و تشخّص مساوق با وجود است و وجود هم يا خارجى است و يا ذهنى ) اگر منظور جزئيّت خارجيّه است يعنى كلمهء من « مثلا » براى مصاديق خارجى
هامش
( 1 ) . فصول غرويّه ص 16 و به محقق شريف هم نسبت داده شده . ( 2 ) . قوانين الاصول ج 1 ص 10 و به محقق تفتازانى هم نسبت داده شده .
خارج اصول (فارسى) — صفحة 131 | على محمدى خراسانى