وضع عام و موضوعله عام :
آيا چنين وضعى معقول و ممكن است يا خير ؟ به اين قسم نيز اشكالى شده و آن اينكه : وضع بدون تصوّر معنى امكان ندارد و تصور يعنى وجود ذهنى پيدا كردن و به محض وجود ذهنى معناى مزبور خاص و جزئى خواهد بود ( لأن الشيئى ما لم يتشخّص لم يوجد ) در نتيجه بايد گفت هميشه موضوعله خاص و جزئى است و وضع نيز چنين است . ( عكس اشكالى كه در وضع خاص و موضوعله خاص مطرح بود . ) و قسم ثانى امكانپذير نيست .
پاسخ اين اشكال روشن است زيرا تصوّر و لحاظ و وجود ذهنى يافتن ، قيد وضع و موضوعله نيست بلكه شرط وضع است و تا واضع معنايى را تصوّر نكند نمىتواند لفظ را براى آن قرار دهد ولى پس از تصوّر و احضار معنى در ذهن ، لفظ را براى خود معنى قرار مىدهد نه براى معنى به قيد ذهنى بودن و على الفرض خود معنى عام و كلى است و اشكال مزبور وارد نيست و قسم ثانى كاملا ممكن است .
آيا چنين وضعى وجود خارجى هم دارد و مىتوان نمونهاى براى آن ذكر كرد ؟
اين نيز جاى كمترين شبههاى نيست و باب اسماء اجناس از اين قبيل است چه بر مبناى كسانى كه موضوعله را طبيعت مهمله يا من حيث هى مىدانند و چه بر مبناى كسانى كه موضوعله را نفس طبيعت مىدانند و چه آنها كه موضوعله را طبيعت مطلقه و لا به شرط قسمى مىدانند ( كه در باب مطلق و مقيّد به تفصيل خواهد آمد . ) در هرحال معنا كلّى و قابلصدق بر كثيرين است و لفظ هم براى خود معناى كلى وضع شده پس اسماء اجناس وضع و موضوعلهشان عام است و نيز علم جنس هم به قولى چنين است ، اسم با الف و لام جنس نيز چنين است و . . . .