تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
دين با اين‌كه به مراتب ، مشكل‌تر و پيچيده‌تر است تقليد در آن جايز نيست ، پس در مسائل فروع دين و فقه كه به مراتب آسان‌تر از آنهاست به طريق أولى نبايد تقليد روا باشد . مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد اوّلًا چه كسى گفته است كه مسائل فقه آسان‌تر از اصول اعتقادات است ؟ پاراه‌اى از مسائل فقهى خيلى مشكل‌تر است ؛ ثانياً قياس مع‌الفارق است ؛ زيرا مسائل اصول دين ، محدود و انگشت‌شمار است و كسب دليل و يقين در آنها براى هر مكلّفى سخت نيست و پس از چند جلسه شركت در دروس اعتقادى به‌راحتى مىتواند بر مبدأ و معاد و . . . استدلال كند ، ولى مسائل فقهى از شماره بيرون است و صدها هزار فرع فقهى داريم كه هر روز هم فروع تازه‌اى متولد مىشود و انگشت‌شمارى از فقيهان را مىتوان يافت كه يك دوره در كليّات فقه ، كتاب استدلالى نوشته باشند و بقيّه پس از يك عمر تلاش هم موفّق به تكميل يك دوره فقه استدلالى نمىشوند . با اين اوصاف اگر بنا باشد ، بر همهء مكلّفين تحصيل اين مسائل از روى استدلال و دليل لازم باشد بايد همهء كارها تعطيل شود و مردم شب و روز در صدد تحصيل احكام شرعيّه باشند و نظام زندگى مسلمانان مختل شود و چنين چيزى نه مورد رضايت شارع مقدس اسلام است و نه عقل آن را مىپذيرد . بنابراين تقليد عامى از عالم يك ضرورت است مانند رجوع بيمار به طبيب و غير متخصّص به متخصّص كه يك ضرورت اجتناب‌ناپذير است .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 532 | على محمدى خراسانى