تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
علماء واجب است » ، خاص دوم مىگويد « اكرام علماء عادل واجب نيست » . پس از تخصيص عام با اين خاص ، عنوان عام عبارت است از « اكرام علماء فاسق يا غير عادل » . سپس عام ديگر مىگويد « اكرام افراد فاسق - چه عالم و چه جاهل - حرام است » . عالم فاسق با مطلق فاسق يا عموم فاسقان ، رابطهء عموم و خصوص مطلق دارد ؛ يعنى عام اوّل پس از تخصيص ، اخصّ از عام بعدى شده است و اين انقلاب نسبت است ، ولى قبلًا ديديم كه فرقى ميان اين موارد نيست و كارى به اين انقلاب نسبت‌ها نداريم ؛ زيرا مهمّ ملاحظهء نسبت‌ها قبل از معالجه و تخصيص است و ظهور هم بر آن اساس است و قبل از تخصيص ، عام اوّل با عام سوم ، عام و خاص من‌وجه بودند و قوانين متعارضان را داشتند الآن نيز قصّه همان است ، پس مطلقاً جاى انقلاب نسبت نيست . بر خلاف شيخ اعظم كه ظاهراً در صورت تعدّد نسبت‌ها انقلاب نسبت را مىپذيرد . « 1 » قوله : نعم لو لم يكن : تنها در يك صورت است كه يكى از دو خطاب عام بر ديگرى مقدّم مىشود ، يعنى در فرضى كه يك دليل مىگويد « اكرام همهء عالمان واجب است » و فرض مىكنيم كه صد عالم در خارج موجود است . دليل ديگر مىگويد « اكرام فاسقين از علماء حرام است » و چون نسبت به اوّلى خاص است و قانون ، تقديم خاص بر عام است اين دليل مقدم است و فرض كنيد 40 نفر از افراد عالم را از عموم عام خارج كرد . دليل سوم مىگويد « اكرام سادات مستحب است » و عنوان سادات با عنوان علماء حتى پس از تخصيص فوق ، عموم و خصوص من وجه است وعلى القاعده بايد به دستور اخبار علاجيّه رفتار شود ؛ ولى در خصوص اين مورد ، جاى عمل به اين دستور نيست ؛ زيرا فرض مىكنيم 40 نفر ديگر هم عالم‌اند و هم سيّد ، و مادّهء اجتماع دو خطاب هستند . منتها اگر مادّهء اجتماع را از خطاب اوّل بگيريم و به عام بعد بدهيم ، عام اوّل قليل المورد مىشود و تنها بيست نفر را شامل مىشود ، ولى اگر از عام بعدى بگيريم و به عام اوّل بدهيم ، صدمه‌اى به عام بعدى وارد نمىشود ؛ زيرا سيّد در عالَم فراوان است . منحصر به 40 يا 50 نفر نيست و لذا در چنين مواردى آن عامّى كه قليل‌الافراد است به منزلهء نص در اين 40 نفر است « 2 » و عام ديگر چنين نيست و تنها به ظهورش چنين مواردى را شامل است و آن‌كه اظهر يا به‌منزلهء نص است مقدّم مىشود ؛ امّا نه از باب انقلاب نسبت . و اين‌كه عام اوّل پس از تخصيص به خاص سوم ، نسبت به عام سوم اخص مطلق شده و . . . كه ما براى انقلاب نسبت ارزشى قائل نشديم ، بلكه از باب اين‌كه احدالعامين كالنص و ديگرى كالظاهر است و نص ، يا اظهر مقدم مىشود .
هامش
( 1 ) . فرائدالاصول ، ص 461 . ( 2 ) . چون هرچه افراد كمتر و دايره تنگ‌تر باشد ، ظهور و دلالت قوىتر مىشود و شبيه نص ، و صريح است .