تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
است . / از اين رو مانعى ندارد كه ما خصوصات وارده در كلمات ائمه عليهم السلام را بر تخصيص و مخصّص بودن عمومات حمل كنيم . معناى تخصيص اين است كه مورد دليل خاص - مثلًا اكرام عالم فاسق - گرچه ظاهراً در دليل عام داخل است و عموم عام ، آن را مىگيرد ، ولى در واقع از آغاز هم اين افراد از عموم عام خارج بود و اكرامشان مصلحت نداشت ؛ ولى شارع يا معصومين بنا به دلايلى اين افراد را از اول خارج نكرد و بعدها به تدريج با بيان خصوصات ، اينها را تعرض كرده است . اما التزام به نسخ : معناى نسخ آن است كه حكم عمومات قرآن در ظاهر ادامه داشت و انسان گمان مىكرد تا قيامت همين احكام باقى است ؛ ولى دليل خاص كه آمد جلو اين ظهور و استمرار را گرفت و مانع از استمرار شد . پس اين هم نوعى نسخ و رفع است . منتها گاهى حكم واقعى ، ناسخ و رافع حكم واقعى ديگر است و گاهى حكم واقعى ، رافع حكم ظاهرى ديگر است . فتفطن : شايد اشاره باشد به اينكه اين در واقع نسخ نيست و تخصيص است ، زيرا هر دليل خاصى نسبت به ظاهر خطاب رفع است و نسبت به مراد واقعى دفع و كشف است و صرفاً نامش را نسخ گذاشتيد . پس خصوصيات وارده در كلام معصومين تنها حمل بر تخصيص مىشوند و اين همان مطلبى است كه به تفصيل در جلد اوّل - در باب تخصيص عام كتابى به خبر واحد - تشريع شد .