است يا استمرارى ؟ به عقيدهء مرحوم آخوند تخيير استمرارى است ؛ وى براى اثبات آن دو دليل اقامه مىكند :
1 . در مرتبهء اوّل ، از اطلاقات تخيير استفاده مىكنيم ؛ اطلاقات تخيير مىگويد هركس دو خبر متعارض به دست او برسد و نداند كدام حق است ، چنين كسى مخير است هريك را بگيرد . اين عنوان در مرتبه اوّل - مثلًا جمعهء اوّل - صادق است و در مرتبههاى بعدى ( روزهاى جمعهء ديگر ) نيز صدق مىكند . حكمش هم كه تخيير باشد هر بار ثابت است و معناى استمرارى بودن همين است .
2 . به فرض كه كسى در اطلاق اخبار مناقشه كند و بگويد اخبار تخيير دلالت بر اصل تخيير ميان متعارضان دارند ولى ابتدايى يا استمرارى بودن آن را دلالت نمىكنند و از اين لحاظ در مقام بيان نيستند . ولى ما به بركت استصحاب تخيير ، استمرار آن را ثابت مىكنيم ؛ يعنى بار اوّل قطعاً مخير است و بارهاى بعدى شك مىكنيم در بقاء تخيير ميان دوحجت - بهعنوان يك حكم اصولى - و استصحاب بقاء تخيير جارى مىكنيم .
اشكال : اگر كسى بگويد موضوع تخيير ، انسان متحير است و پس از اينكه بار اوّل ، يكى از متعارضان را اختيار نمود از حيرت خارج شد و براى بارهاى بعدى متحير نيست تا مخيّر باشد ، بناچار بايد همان حكم مختار را ادامه دهد و بارهاى بعدى باقى باشد بر همان طرفى كه بار اوّل برگزيده بود و نسبت به نوبتهاى بعدى ، نه جاى اطلاقات تخيير است و نه جاى استصحاب تخيير ؛ چون موضوع آن ( در حيرت بودن ) فرق كرده و عوض شده است .
پاسخ : مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد منظور شما از تخيير چيست ؟ اگر منظور از تخيير به اين معنا است كه هركس دو خبر متعارض به دستش رسيده باشد و او نمىداند كدام حق است ، مخير است ؛ اين موضوع در دفعات بعد نيز كماكان باقى است و تغييرى نكرده است و همان اطلاقات يا استصحاب ، محكَّم است ؛ و اگر منظور از تخيير معنى ديگر است اوّلًا بايد بيان كنيد مراد چيست ؟ ثانياً تحيّر به معناى ديگر در لسان اخبار و روايات علاجيه نيامده است و موضوع حكم به تخيير قرار نگرفته است تا سخن از بقاء و عدم بقاء آن به ميان آيد . پس تخيير استمرارى است و مجتهد يا مقلّد در هر واقعهاى جداگانه مجاز و مخيّر است كه هركدام از متعارضان را انتخاب كند و مورد عمل قرار دهد .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 426
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٤٢٦