ج ) مكاتبهء عبد الله بن محمد از امام هفتم در بارهء نماز صبح كه در محمل بخوانيم يا بر روى زمين ؛ مىفرمايد : « موسّع عليك بايّة علمت » . « 1 »
د ) مكاتبهء حميرى از امام زمان ( عجل الله فرجه الشريف ) دربارهء تكبير گفتن براى قيام از تشهّد اوّل به ركعت سوم . . . مىفرمايد : « بأيّهما أخذت من باب التسليم كان صواباً » . « 2 » اين چهار حديث و امثال آن به وضوح بر توسعه و تخيير دلالت دارند .
2 . اخبار توقّف كه به نحو مطلق و بدون تفصيل ميان متكافئان يا متفاضلان مىگويد : به متعارضان كه رسيدى بايد توقف كنى و طبق هيچكدام فتوى ندهى ( و توقف در فتوى ، بهدنبال دارد احتياط در عمل را . « 3 »
3 . رواياتى كه مىگويد از متعارضان آن را كه مطابق احتياط است اخذ كن و ديگرى را طرح كن . « 4 »
4 . رواياتى كه مىگويد راجح را بايد اخذ كرد و مرجوح را كنار گذاشت و جاى تخيير نيست و يك سلسله مرجّحاتى را مطرح مىكند ؛ مانند : موافق عامّه را رها كن و مخالف آنها را اخذ كن ، موافق كتاب و سنّت را بگير و مخالف را طرح كن ، راوى هركدام عادلتر ، راستگوتر ، فقيهتر ، پرهيزكارتر ، موثّقتر است ، اخذ كن و مقابلش را دور بريز ، هركدام شهرت روايى دارد اخذ كن و شاذ و نادر را رها كن و . . . . « 5 »
خود اين دستهء چهارم ، از نظر تعداد مرجّحات اختلاف دارند ، مثلًا در بعضى از روايات ، تنها يكى از مرجحات را آورده و به سراغ تخيير رفته است و در مثل مقبولهء عمر بن حنظله و مرفوعه زراره كه عمده روايات باب است در مقبوله موافقت كتاب و سنت را آورده است ولى موافق احتياط بودن را نياورده و در مرفوعه به عكس آمده است . از لحاظ ترتيب نيز اختلاف دارند ؛ مثلا در مقبوله ، ترجيح به صفات را بر ترجيح به شهرت مقدم داشته است و در مرفوعه بالعكس .
همين اختلاف اخبار سبب شده است تا اقوال فقهاء مختلف شود ؛ به اين نحو كه عدهاى به اطلاقات اخبار تخيير اخذ كرده و از اخبار ترجيح گذشتهاند . خود مرحوم آخوند از همين گروه است و فعلًا نظر خود را بيان نكرده است .
جمع زيادى كه مشهور باشند اخبار ترجيح را گرفتهاند . تا زمانى كه احدهما رجحان داشته باشد ، معيناً بايد راجح را اخذ كنيم و مرجوح را طرح نماييم . مشهور با اين اخبار ترجيح ، اطلاقات اخبار تخيير را تقييد كردهاند . طرفداران لزوم ترجيح سه گروهاند :
1 . اخبارىها فقط به مرجّحات منصوصه اكتفا كردهاند و گفتهاند تنها به مرجحاتى كه در لسان
هامش
( 1 ) . وسائلالشيعه ، ج 18 ، ص 88 .
( 2 ) . احتجاج طبرسى ، ص 483 .
( 3 ) . وسائلالشيعه ، ج 18 ، ص 112 .
( 4 ) . همان ، ص 111 و 112 .
( 5 ) . وسائلالشيعه ، ج 18 ، ص 75 تا 89 .