تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
1 . مراد از موضوع چيست ؟ مرحوم آخوند متعرّض اين مطلب نشده است ، ولى شيخ اعظم در رسائل فرموده است مراد از موضوع ، معروض مستصحب است ؛ مثلًا اگر وجوب نماز جمعه را استصحاب كنيم ، مستصحب ما ، خود وجوب است و معروض آن نماز جمعه است . يا اگر حيات زيد را استصحاب كنيم ، مستصحب ، خود حيات است و معروض آن وجود زيد است كه مىگوييم : زيد حىّ است و حيات را بر زيد حمل مىكنيم . « 1 » 2 . منظور از بقاء موضوع در باب استصحاب چيست ؟ دو تفسير براى اين مطلب ذكر شده است : تفسير اوّل ، تفسير مرحوم آخوند است : منظور از بقاء موضوع « 2 » عبارت است از اتحاد قضيهء متيقينه و مشكوكه . توضيح : ما در استصحاب دو قضيه داريم يكى قضيه متيقنه ؛ مثل اين‌كه در زمان سابق يقين داشتيم به اينكه زيد عادل است ، نماز جمعه واجب است و . . . ؛ و ديگرى قضيهء مشكوكه كه فعلًا در زمان لاحق شك داريم آيا زيد عادل است يا خير ؟ . . . و اين‌كه صحبت از قضيه به ميان مىآورند براى آن است كه در استصحاب يقين و شك مطرح است و از مقومات آن است و يقين و شك به نسبت ، بار مىشود و نسبت ، در « قضيّه » است و معنا ندارد كه در « امر تصورى » يقين يا شك كنيم . مثلًا « يقين به زيد دارم » معقول نيست و بايد گفت « يقين به وجود زيد ، حيات زيد ، عدالت زيد و . . . دارم » يا « شك در زيد دارم » معقول نيست و بايد گفت « شك در وجود زيد دارم » و . . . . حال منظور از بقاء موضوع و محمول آن است كه دو قضيه متيقنه و مشكوكه از لحاظ موضوع و محمول ، اتحاد و يگانگى داشته باشند ؛ يعنى موضوع قضيه مشكوكه همان موضوع قضيه متيقنه است ؛ - مثلًا زيد - . و محمول و حكم هر دو يكى است ؛ - مثلًا عدالت - . و تنها فرقشان در اين است كه در سابق يقين داشتيم به وجود و ثبوت عدالت براى زيد و الآن شك داريم در بقاء عدالت براى زيد و از اركان استصحاب ، اين اتحاد است . افزون بر اين ، اگر موضوع عوض شده باشد ؛ يعنى يقين به عدالت زيد داشتيم و شك در عدالت بكر داريم . يا اگر محمول عوض شده باشد ؛ يعنى يقين به عدالت زيد تعلق داشت و شك به سخاوت او بار شد ، يا اگر هر دو عوض شده باشد ، يعنى متعلق يقين ، عدالت زيد بود و متعلق شك ، حيات بكر است ، در اين موارد استصحاب نيست . قبل از پرداختن به تفسير دوم بقاء موضوع ، پرسش سوم مطرح است كه دليل لزوم بقاء موضوع يا اتّحاد دو قضيه چيست ؟ مرحوم آخوند دو دليل مىآورد : دليل اوّل : اگر موضوع همان موضوع نباشد و دو قضيه از اين لحاظ اتحاد نداشته باشند ( يقين به
هامش
( 1 ) . فرائدالاصول ، ص 399 . ( 2 ) . مقصود بقاء موضوع و محمول هر دو است ، ولى چون بقاء موضوع اصل است و يا چون وحدت محمول و حكم مسلّم گرفته‌شده است ، آن را ذكر نكرده و تنها بقاء موضوع را ذكر كرده است و گرنه قضيه ، هم موضوع دارد و هم محمول .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 358 | على محمدى خراسانى