تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
محقّق شد و پس از مدّتى شك در بقاء كلّى پيدا مىكنيم و منشأش شك در بقاء آن فرد خاص است ، باز استصحاب بقاء كلّىِ قرائتِ قرآن جارى مىشود ؛ اين استصحاب كلّى قسم اوّل است . و گاهى كلّى قرائت قرآن محقّق شد ، ولى منشأ شك ما در بقاء كلّى ، تردد فرد است ؛ يعنى نمىدانيم قرائت در ضمن سورهء طولانى مثل بقره محقق شد تا هم اكنون حتماً باقى باشد يا در ضمن سورهء كوتاه مثل كوثر محقّق شد تا الآن قطعاً مرتفع شده باشد ؟ در اينجا استصحاب خصوص فرد قصير يا طويل جارى نمىشود ؛ چون اركانش ناتمام است ، ولى قدر جامع ( قرائت قرآن ) را استصحاب مىكنيم و اثر بار مىشود ؛ اين ، استصحاب كلّى قسم ثانى است . و گاهى كلّى قرائت قرآن در ضمن فردى از افراد آن - سورهء يس مثلًا - محقّق شد و الآن قطعاً اين فرد منتفى شده ، كلّى در ضمن آن نيز منتفى شده است ، ولى احتمال مىدهيم كه همزمان با تمام شدن سورهء يس ، مشغول قرائت سورهء ديگر - مثلًا صافات - شده است و الآن قرائت قرآن در ضمن آن محقّق است ؛ اين ، استصحاب كلّى قسم ثالث است . پس همان چهار قسم در اينجا هم تصوير شد و احكام هر قسمى همان احكامى است كه در تنبيه سوم گذشت و دليل‌ها همان دليل‌هاست و نيازى به اعاده نيست . شيخ اعظم در رسائل امور تدريجى را كه مطرح كرده سه قسم براى آن درست كرده است . 1 . خود زمان ؛ كه ذاتاً متدرّج و منصرم الوجود است ؛ 2 . زمانيّات ؛ يعنى امور تدريجى كه در بستر زمان تحقّق مىيابند ، مثل حركت و سيلان و جريان و كتابت و . . . ؛ 3 . افعالى كه ذاتاً از امور قارّه هستند ، ولى مقيّد به يك امر تدريجى به نام زمان شده‌اند و زمان قيد آنهاست ؛ مثل جلوس كه امرى قارّ است و در آنِ واحد به تمام و كمال حاصل است ؛ ولى در لسان دليل زمان خاصّى در آن اخذ شده و فرموده است : « يجب عليك الجلوس فى يوم الخميس » ، و مثل امساك و صيام كه امر قارّى است و در آنِ واحد اجتناب از همهء مفطرات روزه حاصل است ، ولى مقيّد به زمان خاصّى شده و فرموده است : « صم يوم الجمعه » ، و حكم هر قسم را جداگانه بررسى كرده است ؛ « 1 » ولى مرحوم آخوند اين سه قسم را در دو قسم گنجانده است : 1 . امور تدريجى كه تدريجى بودن ، ذاتى و داخل در ذات آنهاست ، و ذواتى تدريجى هستند ؛ اعم از خود زمان و يا امورى از قبيل حركت ، قرائت و كتابت . تا به حال تكليف اين قسم روشن شد و به عقيدهء آخوند استصحاب در امور تدريجى هم جارى و سارى است . 2 . امورى كه خودشان ذاتاً امر قارّى هستند ، ولى مقيّد به زمان شده‌اند ، « 2 » مثل جلوس در روز
هامش
( 1 ) . فرائدالاصول ، ص 374 به بعد . ( 2 ) . منظور اين نيست كه زمان قيد آنها باشد ، بلكه منظور اين است كه زمان در آنها ذكر شده و در لسان دليل اخذ شده است ، چه به‌نحو ظرفيّت اخذ شده باشد و چه به نحو قيديّت . لذا معناى اعم از اين تعبير ، مراد است .