تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
كار و تجارت يا درس و بحث ، رفت و به كلّى غافل شد و اصلًا به مخيّله‌اش خطور نكرد كه وضو بسازد ، يا اين‌كه آيا وضو ساخته است يا نه ؟ يا اين‌كه قبلًا حدثى پيدا شده بود يا نه ؟ اين غفلت كماكان ادامه داشت تا ظهر شد و نماز ظهر را هم با همان حال بجا آورد و تازه متوجّه شد كه ساعت هشت صبح محدث شده است و شك كرد كه آيا پس از حدث ، وضو ساخته است يا خير ؟ در اينجا نسبت به نمازهاى بعدى ، اركان استصحاب تامّ است ؛ زيرا يقين سابق ، و شك لاحق در بقاء دارد و جاى استصحاب حدث است و نتيجه‌اش لزوم وضو گرفتن و تحصيل طهارت براى نماز بعد است ؛ ولى نسبت به نمازى كه خوانده است ، از آنجا كه قبل از آن شكى پيدا نشد و حال غفلت حاكم بود ، استصحاب حدثى هم پيدا نشد و حالا پس از نماز شك مىكند ، قانون فراغ « 1 » مىگويد به اين شك اعتناء نكن و نمازى كه خواندى محكوم به صحّت است . اشكال : معترض مىگويد : ما هم قبول داريم كه قبل از نماز ، شكّى پيدا نشد و سراسر غفلت بود ؛ ولى پس از نماز كه ملتفت شده و شك در بقائش فعلى شده است استصحاب قابل جريان است و مفادش آن است كه اين انسان از همان ساعت هشت صبح محدث بوده و در حال نماز هم محدث بوده است . پس بدون طهارت نماز خوانده است و علىالقاعده بايد نمازش باطل باشد ؛ چرا حكم به صحّت كرديد ؟ پاسخ : مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد آرى ، على القاعده مطلب همان است كه معترض گفت و استصحاب حال نماز مىگويد نماز باطل است ؛ ولى از آنجا كه پس از فراغ از عمل شك پيدا شده است ، مجراى قاعدهء ديگرى به نام قاعدهء فراغ از عمل است و اين قاعده حكم به صحّت مىكند . در آخر باب استصحاب خواهد آمد كه قاعدهء فراغ در نبرد با استصحاب ، مقدّم است ؛ يا از باب تخصيص - كه مبناى آخوند است - و يا از باب حكومت - كه مسلك شيخ اعظم رحمه الله - است . فرع دوم : شخصى ساعت هشت صبح محدث شده بود سپس ساعت ده صبح شك در بقاء حدث پيدا كرد « 2 » و پس از آن غافل شد تا بعد از نماز ظهر مجدّداً ملتفت شد . در اينجا اگر احتمال مىدهد كه در مدّت غفلت ( ده صبح تا ظهر ) وضو ساخته باشد ، باز به شكّى كه بعد از نماز به او متوجّه شده اعتناء نمىكند . به دليل قاعدهء فراغى كه در فرع اوّل ذكر شد ؛ ولى اگر يقين دارد كه پس از ساعت ده ، وضو نساخته است و اگر هم وضويى بوده ، ما بين ساعت هشت تا ده صبح بوده و نسبت به آن زمان هم كه شك فعلى پيدا كرده است ، و قبل از نماز اركان استصحاب تمام شده و استصحاب حدث جارى گشته و شخص با استصحاب حدث ، وارد نماز شده است ؛ طبعاً چنين نمازى در حكم نماز با يقين به حدث است و محكوم به فساد و بطلان است .
هامش
( 1 ) . شك بعد از فراغ از عمل قابل اعتناء نيست . ( 2 ) . يقين و شك ، هر دو پيش از نماز فعلى شده‌اند .