ج ) اجماع
دليل سوم از ادلّهء حجيّت استصحاب به قول مطلق ، اجماع است . علّامه رحمه الله در كتاب مبادى « 1 » ادّعاى اجماع نموده است . او مىفرمايد استصحاب حجّت است چون فقهاء اجماع دارند بر اينكه هرگاه حكمى در زمان سابق حاصل شد ؛ مثلًا طهارت معنوى يا وضو و غسل و . . . كه طبع اينگونه امور آن است كه قابليّت و اقتضاء بقاء را دارند ، و در صورت شك در زمان لاحق كه آيا چيزى حادث شده است تا رافع و مزيل آن حكم و اثر سابق باشد يا حادث نشده است ؟ همه فتوى دادهاند به بقاء همان حكم سابق . علّامه از اين فتواى كلّ اين استفاده را كرده است كه پس استصحاب حجّت است ؛ و گرنه فتوى به بقاء ، ترجيح بلامرجح خواهد بود . « 2 » پس حتماً از باب استصحاب ، حكم به بقاء كرده و جانب بقاء را ترجيح دادهاند و اگر استصحاب نبود ، جاى اين ترجيح نبود . از ديگران هم اين اجماع نقل شده است . « 3 »
اشكال : اين دليل نيز پذيرفتنى نيست زيرا اوّلًا : دليل اخصّ از مدّعاست ؛ مدّعا حجيّت استصحاب است مطلقاً ، ولى دليل شما استصحاب را در شك در رافع حجّت مىكند ؛ زيرا مورد اجماع فقهاء در فرض علّامه چنين موردى بود ، و خود اجماع هم دليل لبّى است و قدر متيقّن همين مورد است كه شك در مقتضى را شامل نيست .
ثانياً : بيان شما ثابت كرد كه استصحاب ، مرجّح يكى از دو طرف است و ثابت نكرد كه استصحاب حجّت و دليل است و چه بسا چيزى مرجّح باشد ولى دليل نباشد . مثل شهرت فتوائى كه مرجّح احد متعارضين مىشود يا شهرت روايى ، ولى موجب حجيّت نيست . ثالثاً : اجماع يا محصّل است يا منقول ، امّا در مسألهء حجيّت استصحاب هيچ كدام وجود ندارد .
امّا اجماع محصّل : با توجّه به اينكه مبانى قوم در مسأله متعدد و مختلف است . « 4 » حتّى اگر اجماع محصلّى هم باشد و همگان اتفّاق نظر داشته باشند ، ارزش ندارد ؛ زيرا به احتمال قوى مدركى است و دليل مستقل نيست ، تا چه رسد به اينكه چنين اتفاقى قطعاً نيست و مسألهء حجيّت استصحاب ، معركهء آراست و آن همه اقوال وجود دارد ، كه عدّهاى منكر حجيّت آن هستند به قول مطلق ، و عدهّاى تفصيلهايى دادهاند و فىالجمله حجّت دانستهاند ، نه بالجمله . پس هرگز اجماع محصّل قابل تحصيل نيست .
هامش
( 1 ) . مبادئالوصول الى علم الاصول ، ص 250 .
( 2 ) . زيرا فعلًا حكم ، مشكوك است و احتمال دارد باشد و شايد هم نباشد و ترجيح يكى از دو طرف ممكن ، بر طرف ديگر بدونمرجّح غلط است .
( 3 ) . معالمالدين ، ص 231 ؛ نهايةالاصول علّامه رحمه الله به نقل شيخ اعظم در رسائل ، ص 329 .
( 4 ) . عدّهاى استصحاب را از راه بناء عقلاء حجّت دانستهاند ، عدّهاى از راه حكم عقل ، عدّهاى از راه اخبار .