تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
اركان استصحاب مطلب سوم ، اركان استصحاب : مرحوم مظفر در اصول فقه مقدّمات و اركان استصحاب را هفت امر برشمرده كه برخى از آنها در اصل ماهيّت استصحاب دخيل هستند و برخى در جهات ديگر . « 1 » مرحوم آخوند صريحاً به دو ركن اشاره دارد ولى در مجموع چهار ركن از اركان استصحاب از كلام آخوند رحمه الله به‌دست مىآيد : 1 . يقين سابق به حدوث : اصل حدوث موضوع يا حكم مورد استصحاب ، مسلّم و محرز باشد ، و گرنه استصحاب معنا ندارد ، زيرا استصحاب ، ابقاء ما كان است و تا ما كان نباشد ، ابقاء معنا ندارد . « 2 » 2 . شك لاحق : اگر در زمان متأخر هم يقين به همان ما كان داشته باشيم ، نوبت به استصحاب نمىرسد ، و اگر يقين به ارتفاع آن پيدا كنيم ، باز هم جاى استصحاب نيست و نقض يقين به يقين است ، نه يقين به شك . پس بايد شك لاحق داشته باشيم . 3 . شك لاحق دو گونه است : گاهى شكّى است كه به گذشته سرايت مىكند و اصل حدوث را مشكوك مىسازد ، مثلًا ديروز يقين به عدالت زيد داشتيم و امروز شك مىكنم كه اصلًا از همان ديروز زيد عادل بود يا من خيال كردم كه عادل بوده است ؟ اين يقين و شك سارى است كه دليل بر اعتبارش نيست . و در ضمن اخبار باب به مناسبت خواهد آمد . گاهى هم شكى است كه به گذشته سرايت نكرده و اصل حدوث را مشكوك نمىسازد . بلكه الآن هم كه شك در بقاء داريم نسبت به اصل حدوث متيقّن هستيم و تنها در بقاء و استدامه شك داريم . اينجا جاى استصحاب است . پس ركن سوّم عبارت است از شك لاحق در بقاء ، نه نسبت به اصل حدوث . 4 . ركن چهارم كه متفرّع بر ركن سوّم و متخذّ از آن مىباشد ، عبارت است از اتحادّ قضيّه متيقّنه و مشكوكه ، يعنى همان امرى كه قبلا متيقّن بود ، در زمان لاحق هم همان امر مشكوك است ، موضوع همان موضوع است ، محمول همان محمول است ، قضيّه همان قضيّه است ؛ با اين تفاوت كه قبلًا يقين به ثبوت محمول براى موضوع داشتيم ولى الآن شك در بقاء آن داريم . مثلًا يقين به ثبوت عدالت براى زيد داشتيم و الآن شك دربقاء همان عدالت براى همان زيد داريم . اينجا جاى استصحاب است ، زيرا اگر موضوع عوض شود ، مثلًا يقين به عدالت زيد داشتيم و الآن شك در عدالت بكر داريم يا اگر محمول عوض شود ، مثلًا يقين به عدالت زيد داشتيم و الآن شك در حيات زيد داريم . يا اگر موضوع و محمول هر دو عوض شوند ، يعنى قبلًا عدالت زيد متيقن بود و فعلًا حيات بكر مشكوك است و . . . نمىتوان گفت كه شك در بقاء ما كان داريم . زيرا اين مشكوك ، غير از آن متيقن است و شك در بقاءِ همان صدق نمىكند و بدون آن هم استصحاب جارى نمىشود .
هامش
( 1 ) . اصول فقه ، ج 4 ، ص 278 - 282 . ( 2 ) . البته يقين را بايد تعميم داد به يقين وجدانى و تعبّدى كه ظنّ معتبر باشد و يا اگر يقين به معناى يقين وجدانى است ، بايد گفت كه يقين يا چيزى كه نازل منزله يقين و علم باشد مثل ظنّ معتبر .