تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
اوّليّه از قبيل « الصوم واجب » ، « الوضوء واجب » و . . . كه آيا حكومت است يا ورود ؟ و . . . ؛ 4 . بيان رابطه آن با ادله عناوين ثانويه از قبيل نفى عسر و حرج ، رفع اكراه و اضطرار و مانند آن ؛ 5 . تعارض دو ضرر با يكديگر . مدرك قاعده لا ضرر مدرك اين قاعده ، اخبار و روايات است . در اين‌باره به احاديث فراوانى استناد شده و قاعده « لا ضرر » از آنها گرفته شده است . در كتاب عنايةالاصول « 1 » اين روايات گردآورى شده است مرحوم آخوند به دو روايت اشاره مىكند : 1 . روايت اول موثقه زراره از امام باقر عليه السلام كه جريان سمرة بن جندب در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بيان مىكند . سمرة درخت خرماى باردارى داشت كه در داخل حيات مردى از انصار بود و منزل آن انصارى هم جلو درِ باغ بود . سمره ، گاه و بىگاه سر زده وارد مىشد و بدون اينكه اجازه بگيرد ، به طرف درخت خرماى خود مىرفت . روزى مرد انصارى به او گفت : هر گاه مىخواهى وارد شوى ، نخست اذن بگير ، يا الله بگو تا زن‌ها بفهمند و خود را بپوشانند و . . . ؛ امّا سمره قبول نكرد . مرد انصارى به خدمت رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم شرفياب شد و از دست سمره شكايت نمود . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سمره را احضار كرد و جريان شكايت مرد انصارى از دست او را ، بازگو نمود و فرمود : هرگاه مىخواهى وارد منزل انصارى شوى ، اذن بگير . باز هم سمره امتناع كرد ؛ پيامبر با او مساومه نمود ( گفتگوى قبل از معامله كه بر سر تعيين قيمت انجام مىگيرد . ) و حتى حاضر شد به چندين برابر قيمت ، آن درخت را از سمره خريدارى كند . باز هم سمره سماجت كرد و حاضر به فروش نشد . حضرت معامله دنيا به آخرت را پيشنهاد كرد و فرمود : در برابر اين درخت ، يك درخت خرماى باردار در بهشت مال تو باشد ، باز هم سمره امتناع نمود و زير بار نرفت . اينجا بود كه رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم به مرد انصارى فرمود برو درخت خرماى اين شخص را از ريشه در آور و به سوى او پرتاب كن [ تا هر كجا مىخواهد ببرد و غرس كند ] . سپس فرمود : « انه لا ضرر و لا ضرار » . « 2 » 2 . روايت دوم روايت حذّاء از امام باقر عليه السلام است كه در ضمن آن نيز همين داستان نقل شده است ؛ با اين تفاوت كه وقتى سمره به هيچ‌وجه زير بار نرفت و قبول نكرد پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « ما اراك يا سمرة الّا مضّارا » ، يعنى نمىبينم تو را اى سمره ، مگر اينكه مردى هستى ضرر زننده . بعد خطاب به مرد انصارى فرمود : فلانى برو و اين درخت را بكن و بينداز جلو صاحبش . « 3 » بحث سندى احاديث : فخرالدين مدّعى شده است كه اين روايات متواتر و يقين آور هستند و جاى كمترين ترديدى نيست . « 4 » مرحوم آخوند در توضيح اين سخن مىفرمايد : تواتر لفظى كه ندارند ،
هامش
( 1 ) . عنايةالاصول ، ج 4 ، ص 300 - 303 . ( 2 ) . تهذيب‌الاحكام ، ج 7 ، ص 146 ، حديث 36 . ( 3 ) . من لا يحضره‌الفقيه ، ج 3 ، ص 59 ، حديث 9 . ( 4 ) . ايضاح‌الفوائد ، ج 2 ، ص 48 .