جواب : كراراً گفته شد از نظر محققان ، صحّت عبادت دائر مدار وجود امر فعلى و قصد امتثال امر نيست ، بلكه كافى است كه ملاك امر ( مصلحت ملزمه ) در آن باشد و آن را به قصد ملاك بياوريم ؛ در سه باب مذكور چنين است ، يعنى نماز تمام براى مسافر جاهل ، مشتمل بر صد درجه مصلحت است و هكذا در جهر و اخفات ؛ و همين كافى است كه محكوم به صحت باشد .
2 . از كجا فهميديد كه نمازِ تمام ، واجد مصلحت لازم الاستيفاء و كامل است و هكذا نماز جهرى يا اخفاتى ؟ جواب : از حكم امام عليه السلام به صحت و عدم اعاده ، وجود ملاك و صلحت را بدست آورديم و از معلول به علّت رسيديم ( طريق انّى ) .
3 . اگر نماز كامل براى چنين مسافرى داراى مصلحت كامل است ، چرا امر فعلى ندارد و بدان امر نشده است ؟ جواب : با وجود امر فعلى به نماز مهمتر ، يعنى قصر براى مسافر كه مصلحت كاملتر و بيشترى دارد ، نوبت به امر به مهّم نمىرسد .
4 . چه مانعى دارد هم نماز تمام و هم قصر براى مسافر امر داشته باشد ؟ جواب : اجتماع آن دو محال است و در يك وقت دو نماز واجب نيست ، بلكه واجب واقعى يكى است : يا قصر و يا اتمام ، و با وجود واجب واقعى - كه مهمتر است - نوبت به واجب ديگر نمىرسد و بالعرض ، اجتماع آن دو محال است .
5 . نوعاً فتاواى فقهاء اطلاق دارد . آنها مىگويند اگر جاهل مقصر بود ، و نماز را كامل خواند و يا به جاى جهر ، آهسته خواند و بالعكس در اثر تقصير و كوتاهى ، مستحق عقاب است ، و اين را مطلق مىآورند ، يعنى حتّى اگر هنوز وقت باقى است ، عالم شد و امكان تدارك و جبران هم وجود دارد مىگويند فايدهاى ندارد و وى مستحق عقاب است ؛ علّت چيست ؟ با فرض بقاء وقت و امكان تدارك كه وى مقصّر نيست ، عقاب چرا ؟ جواب : اتفاقاً مشكل همينجاست كه ديگر قابل تدارك نيست ؛ زيرا در حق جاهل مقصر ، نماز تمام صد درجه مصلحت داشت و وى با انجام آن به اين مصلحت تامّ رسيد و ديگر امكان رسيدن به مصلحت كاملتر وجود ندارد تا قابل جبران باشد و چون منشأ اين محروميّت ، تقصير و كوتاهى خود او است و ترك تعلّم ، منجر به اين محروميّت شده است و آن هم به سوءاختيار خودش بود لذا استحقاق عقوبت باقى است و مرتفع نمىشود . « 1 »
إن قلت على هذا يكون كلّ منهما فى موضع الآخر سببا لتفويت الواجب فعلا و ما هو سبب لتفويت الواجب كذلك حرام و حرمة العبادة موجبة لفسادها بلا كلام .
قلت ليس سببا لذلك غايته أنه يكون مضادا له و قد حققنا فى محله أن الضد و عدم ضده متلازمان ليس بينهما توقف أصلا .
هامش
( 1 ) . اين نكته در « ان قلت » در متن سؤال اوّل و پنجم مطرح شده است و ساير پرسشها از لابهلاى « قلت » و شروع در پاسخ از سؤال اوّل استفاده شده است .