شرطيّت فلان امر داشت و قبل از فحص و يأس برائت جارى كرد و بعد كشف خلاف شد و معلوم شد كه عمل ، مخالف واقع بوده است ، حتماً فاسد و باطل است و بايد اعاده كند ، ولى سخن در اين است كه در معاملات ، غير از موافقت با واقع چيز ديگرى مطرح نبود ، امّا در عبادات غير از آنكه پيكره عمل - از لحاظ اجزاء و شروط - بايد هماهنگ با واقع باشد ، قصد قربت نيز لازم است . لذا حتّى اگر عمل مطابق واقع هم باشد و كمبودى هم نداشته باشد ولى در مواردى كه قصد قربت از او متمشّى نيست ، از اين زاويه باطل است و آن در فرضى است كه مكلف شاك و جاهل بسيط و ملتفت باشد كه شايد سوره جزء باشد ، و معذلك بدون فحص برائت جارى مىكند و سوره را كنار مىزند و بعد هم معلوم مىشود كه سوره جزء نبود ؛ ولى وى در هنگام عمل چون شك داشته و احتمال مىداده است كه بدون سوره نمازش بىفايده باشد ، قصد قربت از او نمىآيد ؛ بدون قصد قربت هم عبادت فايدهاى ندارد لذا محكوم به بطلان است ، و علّت بطلان هم اين است كه مأموربه واقعى ( عبادت با قصد قربت ) را نياورده است كه و دليلى هم بر اجزاء و صحت عمل نيست تا به دليل خاص حكم به صحت شود . « 1 »
صور صحت عمل جاهل
تنها در سه باب است كه اگر كسى جاهل باشد - ولو جاهل مقصّر كه توجّه به جهلش دارد و مىتواند رفع جهل كند و بپرسد يا تحقيق كند ولى اين كار را نمىكند و از روى جهالت كارى بر خلاف مأموربه واقعى انجام مىدهد - عملش صحيح است و عبادتش باطل نيست :
1 . اتمام در موضع قصر ؛ يعنى مسافر است و بايد نماز را قصر بخواند ، ولى بر اساس جهل به مسأله ، نماز را در سفر تمام و كامل مىخواند .
2 . اخفات در موضع جهر ؛ يعنى در مثل نماز صبح و مغرب و عشاء بايد قرائت را با صداى بلند و جهراً بخواند ، ولى در اثر ندانستن مسأله ، اخفاتاً و بىصدا مىخواند ؛ باز هم نمازش صحيح است و اعاده لازم نيست .
3 . جهر در موضع اخفات كه عكس فرضى قبلى است .
در اين سه مورد روايت صحيح داريم : زراره از امام باقر عليه السلام نقل كرده است و مشهور هم بر طبق آن فتوا دادهاند .
عن زراره عن ابىجعفر عليه السلام فى رجل جهر فيما لا ينبغى الإجهار فيه ، واخفى فيما لا ينبغى الإخفاء فيه ، فقال إن فعل ذلك متعمّداً فقد نقض صلاته و عليه الإعادة و ان فعل ذلك ناسياً أو ساهياً أو لا يدرى فلا شىء عليه و قد تمّت صلاته . « 2 » در اين حديث دو مسأله اخفات در جاى جهر و جهر به جاى اخفات مطرح شده است .
عن زرارة و محمد بن مسلم قالا قلنا لأبى جعفر عليه السلام رجل صلّى فى السفر أربعاً أيعيد أم لا ؟ قال : إن كانت
هامش
( 1 ) . آرى اگر غافل باشد يا از والدين و ديگران نماز را به همين صورت ( بدون سوره ) فراگرفته است ، چنين كسى چون احتمال نمىدهد كه سوره واجب باشد ؛ و جزم به عدم وجوب دارد ، لذا قصد قربت از او متمشّى است و مىتوان حكم به صحت نمود .
( 2 ) . وسائلالشيعة ، ج 4 ، ص 766 ، باب 26 ، حديث اوّل .