تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
حال كه سخن از شرط جريان برائت عقلى و شرعى به ميان آمد و به اين نتيجه رسيديم كه قبل از فحص و تعلّم و سؤال ، جاى اصل برائت نيست و حتماً بايد بعد الفحص و اليأس برائت جارى شود به مناسبت وارد اين مسأله مىشويم كه اگر كسى قبل از فحص و تعلّم ، و به محض برخورد با شبهه ، اصل برائت جارى كرد چه آثار و عواقب سوء و تبعات منفى و بدى دارد ؟ در اين‌باره دو بحث مطرح است : بحث اوّل : جريان استحقاق عقوبت بر مخالفت واقع است ؛ يعنى اگر كسى احتمال حرمت عملى را مىداد و فحص و تعلّم نكرد و اصل برائت جارى كرد و آن را مرتكب شد و در قيامت معلوم شد كه واقعاً حرام بوده است ، بر اين مخالفت و ارتكاب حرام مؤاخذه مىشود . و نيز اگر احتمال وجوب مىداد و فحص نكرد و برائتى شد و گفت : ان‌شاءالله واجب نيست و عملًا آن را ترك نمود و بعد معلوم شد كه واجب بوده است عقاب و مواخذه دارد ؛ آن هم بر ترك واجب واقعى . « 1 » اشكال : گويا كسى اشكال مىكند كه اشخاصى كه قبلًا تعلّم نكرده‌اند غالباً در مقام عمل غافل هستند و اصلًا توجّه ندارند كه كارشان مخالفت با واجب يا حرام واقعى است . و اصلًا احتمالش هم به ذهن آن‌ها نيامده است و صد در صد غافل هستند ؛ عقاب شخص غافل هم قبيح است و از خداى حكيم صادر نمىشود . پس چگونه شما مىگوييد بر نفس مخالفت واقع ، مؤاخذه مىشود ؟ پاسخ : مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد : قبول داريم كه اين شخص در هنگام مخالفت صد در صد غافل است و اصلًا توجه به مخالفت ندارد ؛ ولى اين مخالفتِ مغفول‌عنه و غير ارادى و اختيارى ، يك سرچشمه ارادى و اختيارى دارد و به يك امر اختيارى و مورد التفات منتهى مىشود و آن ، قضيّهء ترك تعلّم است كه روز اوّل ملتفت بود و احتمال وجوب يا حرمت مىداد ؛ عقل و شرع او را به يادگيرى دعوت نمودند و او مختار بود كه برود ياد بگيرد تا در مخالفت واقع نيفتد ، ولى اين كار را نكرد و حالا غافل است و مخالفت هم مىكند . پس اين مخالفت از روى غفلت منتهى مىشود به يك مخالفت ارادى و اختيارى و ترك تعلّم ؛ و همين اندازه كافى است كه بر اين مخالفت مؤاخذه شود . گفتنى است مقدور با واسطه هم مقدور است و اصولًا در كليّه افعال توليدى و تسبيبى مطلب از اين قرار است كه آدمى قدرت بر سبب دارد و قدرت بر مسببّ ندارد ، ولى اگر مسبّب به‌دنبال سبب آمد بر نفس اين مسبّب مؤاخذه مىشود . و اگر بگوييد چرا برخود ترك تعلّم عقاب نشود مىگوييم از ديد مشهورْ تعلّم ، وجوب نفسى و استقلالى ندارد تا مخالفتش حرام و موجب عقوبت باشد ، بلكه وجوب غيرى و مقدمى دارد و از باب مقدّمه براى عمل ، واجب است و واجب غيرى مخالفتش عقوبت ندارد . بحث دوم : مرحوم آخوند سخن مشهور را قبول دارد كه عندالاصابه با حرام واقعى يا واجب
هامش
( 1 ) . طبعاً اگر مصادف با واقع نبود ، يعنى در واقع حرام نبود يا واجب نبود و وى برائتى شده بود مؤاخذه ندارد ، زيرا اين ترك تعلّم و اجراى برائت منجر به مخالفت واقع شده است .