و أما لو قيل بعدم الإيجاب إلا بعد الشرط و الوقت كما هو ظاهر الأدلة و فتاوى المشهور فلا محيص عن الالتزام بكون وجوب التعلم نفسيا لتكون العقوبة لو قيل بها على تركه لا على ما أدى إليه من المخالفة و لا بأس به كما لا يخفى .
و لا ينافيه ما يظهر من الأخبار من كون وجوب التعلم إنما هو لغيره لا لنفسه حيث إن وجوبه لغيره لا يوجب كونه واجبا غيريا يترشح وجوبه من وجوب غيره فيكون مقدميا بل للتهيؤ لإيجابه فافهم .
اشكالى كه در واجب مشروط و موقت مطرح شد ، قابل حلّ نيست مگر اينكه يا راه حلّ مقدس اردبيلى و صاحب مدارك را ارائه كنيم و ملتزم به وجوب نفسىِ تعلّم شويم - بر خلاف مشهور - و يا راه حلّ ديگرى ارائه كنيم :
در مباحث مقدّمه واجب به تفصيل گفته شد كه شيخ اعظم با مشهور در مورد واجب مشروط اختلاف نظر دارند . به عقيده مشهور در اينگونه واجبات ، اصل وجوب و تكليف ، مشروط به شرط است و تا استطاعت حاصل نشود اصلًا وجوبى نيست ؛ ولى به عقيده شيخ انصارى ، همهجا اصل وجوب ، مطلق است و پيش از شرط هم تكليف آمده است ولى واجب و امتثال پس از حصول شرط است . در خصوص موقّت هم فصول با ديگران اختلاف داشت ، ديگران مىگفتند تا وقت داخل نشود خبرى نيست و فصول مىگفت قبل از موسم حج هم وجوب حج برگردن مستطيع آمده است ولى امتثال آن در ايّام موسم حج است ، و نامش را واجب معلّق مىگذاشت . حال مىتوانيم در مانحنفيه در واجب مشروط و موقّت ، همين رأى شيخ و صاحب فصول را اختيار كنيم و بگوييم قبل از حصول شرط و دخول وقت هم اصل وجوب و تكليف هست ، منتها كسى فوراً توهم نكند كه پس ايجاد و تحصيل مقدّمات لازم است ؛ خير ، مقدّمات وجوديّهء واجب دو دسته است :
قسمى از آنها مفروض الحصول است و اگر خود به خود حاصل شد امتثال واجب مىشود و وجوب به فعليّت مىرسد ، مثل استطاعت براى حج .
و قسمى از آنها لازم التحصيل است و مكلف بايد به دست خويش آنها را ايجاد كند ؛ مثل وضو براى نماز ، و زاد و توشه براى حج . و در مانحنفيه مىگوييم قبل از شرط يا وقت هم وجوب و تكليف آمده است ، منتها ساير مقدّمات عموماً مفروض الحصول هستند نه لازم التحصيل و خصوص تعلّمِ واجب كه اين نيز يكى از مقدّمات است لازم التحصيل است و بايد ايجاد شود .
براساس اين اصل اگر كسى در واجب مشروط و موقّت هم قبل از وقت يا قبل از شرط ، فحص و تعلّم نكرد و منجر شد به اينكه در وقت خود يا پس از حصول شرايط ، غافل شود و واجب واقعى را انجام ندهد ، مؤاخذه دارد ؛ از اين باب كه تكليف قبلًا هم آمده است و او بايد فرامىگرفت تا انجام مىداد ؛ اما فرانگرفته و بعداً غافل شده و انجام نداده است ، لذا مؤاخذه دارد . پس واجب مطلق با واجب مشروط و موقّت از نظر اين مقدّمه ( تعلّم ) فرقى ندارند و در هر دو لازمالتحصيل است . آرى از نظر
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 162
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٢