3 . امر داير باشد ميان جزء واجب بودن يا جزء مستحب بودن سوره كه اصل جزء بودن مسلّم است ، ولى اينكه آيا واجب است و بايد انجام شود و يا مستحب است و بهتر است كه انجام شود ، محلّ بحث است و به عبارت ديگر : دوران امر ميان وجوب و استحباب است ، و به تعبير كتاب : دوران امر ميان جزء ماهيّت بودن و يا جزء فرد بودن است . « 1 »
حال آوردن سوره در نماز چه بنا بر فرض دوم و چه فرض سوم ، قادح نيست و بلامانع است .
مخصوصاً بنابر فرض سوم كه دوران امر ميان واجب و مستحب بودن سوره است كه حتماً بلامانع است ؛ زيرا بنابراين فرض ، واجب و مأموربه و عنوان صلاتى بر عمل انجام شده در خارج ( اكثر و نماز با سوره ) به تمام و كمال صادق است و بر كلّ آن صدق مىكند و چنين نيست كه انجام سوره ، زيادى و خارج از نماز و لغو و وجودش كالعدم باشد ، بلكه از قبيل كلّى طبيعى و فرد و مصداق آن است كه هر طبيعى و كلّى و عامّى بر افرادش با همهء مشخصّاتى كه دارند ، صدق مىكند و به عين او موجود است .
مثلًا انسان بر زيد با همهء ويژگىهاى فردى منطبق است و زيد انسان است ، خالد نيز چنين است .
در اينجا هم نماز با استعاذه ، فردى از نماز و بدون استعاذه فرد ديگر است . با ذكر كبير ركوع و سجود ، فردى است و بدون آن فردى ديگر . با سوره فردى است و بدون آن فردى ديگر پس بر نماز با سوره نماز صدق مىكند ؛ آن هم بر كلّ عمل ، و از نظر صدق الاسم مانعى ندارد و اجنبى داخل نماز نشده است . قصد وجه اجمالى هم كه مهم است جاى ترديد ندارد و در هر نمازى اجزاء مستحبى وجود دارد ، ولى مانع از قصد وجه و قصد وجوب كردن نيست .
قوله : نعم لو دار . . . : اين عبارت ، توضيح حكم فرض دوم است كه قبلًا اشاره شد و آن دوران امر ميان وجوب و اباحه است ، يعنى سوره يا جزء نماز است ( جزء واجب يا جزء مستحّب ، جزء طبيعت يا جزء فرد ) و يا يك عمل مباحى است كه اتفاقاً با نماز مقارن و همراه شده است ؛ و گرنه دخالتى در نماز ندارد . ولى اين فرض نيز مثل فرض قبلى ، مانع از صدق اسم نماز نيست و آوردن سوره ضررى ندارد و نهايتاً امر مباحى در كنار نماز اتيان شده است . تفاوتش با فرض قبلى در اين است كه آنجا عنوان صلوة بر كلّ عمل با همهء اجزائش صدق مىكرد و اينجا عنوان صلاتى بر ساير اجزاء نماز ، غير از سوره صدق مىكند . سوره اگر در واقع جزء است و ما اين را نمىدانيم كه بحثى نيست و در واقع باز هم بر كلّ آنها صدق مىكند و اگر در واقع جزء نباشد ، ضررى ندارد و مانع از صدق الاسم بر ساير اجزاء نيست و از قبيل « ضم الحجر فى جنب الانسان » يا پيوند چشم يك حيوان به يك انسان است كه مانع از صدق اسم انسان بر مجموع نيست . قصد وجه هم كه مشكلى ندارد ، پس كمبودى احساس نمىشود و صدق اسم و قصد وجه محرز است .
هامش
( 1 ) . منظور از جزء ماهيّت ، همان اجزاء واجبهء نماز است كه در اصل ماهيّت دخالت دارند بر مسلك صحيحى تمام آنها دخالت دارند و بر مسلك اعمّى خصوص اركان يا معظم الاجزاء دخيل است ؛ ولى اين در صدق اسم است ، و گرنه در امتثال امر ، مكلّف حتماً بايد همهء اجزاء را بياورد .