باشد ، لازمهاش اين است كه احتياط ممكن نباشد و لا يلتزم به أحد . پس قصد وجه نسبت به هر جزء لازم نيست .
ب ) همان كسانى كه قصد وجه را در عبادت لازم مىدانند ، منظورشان قصد وجه نسبت به كلّ عبادت است كه مثلًا اين نمازى كه مىخواهد بخواند نماز ظهر است و بايد به نيّت وجوب انجام شود يا نماز شب است و به نيّت استحباب انجام شود . حال چه قصد وجه غايى ، كه بگويد « اصلّى الظهر لوجوبها » ، چه قصد وجه وصفى كه بگويد « اصلى الظهر الواجبة » كه اختلافى است ميان متكلّمان . چنين قصد وجهى ممكن است ؛ حتّى اگر اكثر را هم بجا آورد امّا در واقع اقلّ واجب بوده است باز هم قصد وجه ممكن است ؛ زيرا در مجموع ، نماز ظهر واجب است و ترديدى ندارد . و امّا اينكه نسبت به يكايك اجزاء ، قصد وجه و نيّت وجوب بكند - حال چه وجوب غيرى باشد ، بنا بر اينكه مقدّمهء داخليّه هم مقدّمه باشد و قابل وجوب غيرى باشد و يا وجوب عرضى ( ضمنى و تبعى داشته باشد ) بنا بر اينكه اجزاء يا اصلًا مقدّمه نيستند و يا اگر مقدميّت دارند ، وجوب غيرى ندارند ، بلكه يك وجوب نفسى است كه بالمطابقه به كل و بالتضمن به اجزاء بار شده است . - قطعاً باطل است و احدى به چنين مطلبى قائل نشده و مقطوعالعدم است .
اگر كسى بگويد شايد سوره - مثلًا - در واقع جزء نماز نباشد و در نتيجه آوردن آن در نماز موجب شود كه واجب ( نماز ) بر چيزى كه جزء نيست و خارج از نماز است مشتمل باشد ، آيا اين از جهت صدق الاسم قادح نيست ؟ در جواب مىگوييم اگر قصد وجه تفصيلى « 1 » لازم بود ، آوردن اكثر و جزء مشكوك قادح بود ، زيرا قصد وجه نمىآمد و بدون آن هم اصل جزء بودن مشكوك بود و در نماز قصد وجه لازم است . ولى خوشبختانه احدى قائل به چنين قصد وجهى نشده و حدّ اكثر قصد وجه اجمالى ( قصد وجه نسبت به اصل نماز ) را لازم دانستهاند و چنانچه قبلًا ذكر شد در مانحنفيه چنين قصد وجهى ممكن است .
درباره احتمال مدخليّت سوره در نماز - از باب مثال - سه فرض وجود دارد :
1 . امر داير باشد ميان جزء بودن يا مانع بودن ؛ به عبارت ديگر دوران امر ميان وجوب سوره در نماز و حرمت آن باشد . اين فرض بعداً با عنوان شكّ در مانعيّت خواهد آمد .
2 . امر داير باشد ميان جزء بودن و جزء نبودن . به عبارت ديگر ، سوره در نماز ، يا جزئيّت دارد - حال جزء واجب باشد يا جزء مستحب - و يا اصلًا جزء نيست ؛ ولى ضررى هم ندارد و صرفاً يك امر مباحى است و فعل و تركش مساوى است . اين فرض در عبارت بعدى با عنوان « نَعَمْ لو دار . . . » خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . يعنى نسبت به هر جزئى جداگانه قصد وجوب داشتن .