نعلم إجمالا إما بنجاسة الملاقى و الملاقى أو بنجاسة الآخر كما لا يخفى فيتنجز التكليف بالاجتناب عن النجس فى البين و هو الواحد أو الاثنان .
تنبيه چهارم
تنبيه چهارم درباره ملاقات شىء ثالث با يكى از دو طرف علم اجمالى ، و بيان حكم ملاقى است .
يك مقدمه : درست است كه در موارد تكليف فعلى و تعلق علم اجمالى به چنين تكليفى ، عقلًا احتياط لازم است و اين علم اجمالى مؤثّر و منجّز است و اشتغال يقينى مىآورد - كه مستدعى فراغت يقينى است - ولى بهاندازهاى كه علم اجمالى و اشتغال يقينى داريم بايد امتثال كنيم و محتمل الوجوبها را بياوريم و محتمل التحريمها را ترك كنيم ، و در محدودهء علم اجمالى احتياط لازم و واجب مىشود . اما در زائد بر اين مقدار كه از اطراف علم اجمالى خارج است و نسبت به آن اشتغال يقينى نداريم ، احتياط و امتثال لازم نيست ؛ هر چند آن امر خارج از محدوده ، ارتباطى هم به بعض از اطراف علم اجمالى داشته باشد و با آن ملاقات كرده باشد . تا خودش داخل در محدودهء علم اجمالى نشود - ولو بالعرض و بالتبع - فايدهاى ندارد و احتياط از آن لازم نيست . البته در واقع و نفس الامر محكوم به حكمى از احكام هست - مثلًا يا حرام است يا حلال ، يا نجس است يا پاك - همانند خود اطراف شبهه است كه در واقع هر طرفى حكمى دارد ؛ ولى ما مأمور به واقع نيستيم و فرضاً نسبت به حكم آن امر خارج از محدوده علم هم نداريم تا امتثال داشته باشد . ممكن است در شبههء بدويّه نيز استعمال دخانيات عند اللَّه و در واقع حرام باشد ، ولى ما مأمور به واقع نيستيم و در ظاهر چون علمى نيست و بيانى عقلى يا شرعى نرسيده است حكم به برائت كرديم .
پس علم اجمالى اگر به تكليف فعلى تعلق بگيرد ، يقيناً مؤثر است و واقع را در حق ما منجز مىكند ؛ ولى در محدودهء خودش و به مقدارى كه علم داريم ، نه بيش از آن .
با توجه به اين مقدمه مىگوييم : در اسلام خطاب « إجتنب عن النجس » داريم ، « إجتنب عن المتنجس » داريم ، « إجتنب عن ملاقى النجس » داريم ، « إجتنب عن ملاقى المتنجس » داريم ، « إجتنب عن ملاقى جميع أطراف العلم » داريم ؛ ولى سخن در اين است كه آيا « إجتنب عن ملاقى بعض الأطراف » هم داريم يا نه ؟ مثلًا دو ظرف آب داريم و اجمالًا مىدانيم يكى از آنها نجس است . دست ما به يكى از آنها خورده است آيا از اين دست هم بايد اجتناب كرد يا لازم نيست ؟
مرحوم آخوند در اينباره سه صورت مطرح مىكند كه هر صورتى حكمى دارد . ريشهء بحث اين است كه آيا اين ملاقى داخل در اطراف علم اجمالى مىشود تا احتياط داشته باشد يا داخل نمىشود تا نسبت به آن آزاد باشيم ؟
1 . اوّل علم اجمالى به نجاست يكى از دو ظرف آب پيدا شد و تاريخ علم جلوتر است . سپس شىء ثالث ( دست يا پاى ما مثلًا ) با يكى از آن دو برخورد كرد . در اينجا فقط از طرفين علم اجمالى
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 112
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١٢