و لو شك فى ذلك كان المرجع هو البراءة لعدم القطع بالاشتغال لا إطلاق الخطاب ضرورة أنه لا مجال للتشبث به إلا فيما إذا شك فى التقييد بشىء بعد الفراغ عن صحة الإطلاق بدونه لا فيما شك فى اعتباره فى صحته تأمل لعلك تعرف إن شاء الله تعالى .
تنبيه دوم
يكى ديگر از شروط فعليت تكليف و موانع فعليت آن قضيهء ابتلاء است . ابتدا يك بحث كلّى داريم ؛ صرفنظر از علم اجمالى و شبهه . فلسفه نواهىِ مولوىِ شرعى چيست ؟ هدف شارع از لا تفعل گفتن چيست ؟ هدف اين است كه در مكلّف داعى بر ترك بهوجود بياورد .
توضيح : گاهى انسان ناخودآگاه نسبت به كارى متنفر و بيزار است و بدون اينكه نهىاى از مولى برسد ، آن را ترك مىكند . مثلًا كسانى ذاتاً از دروغ بدشان مىآيد ؛ از شربخمر مشمئز مىشوند ؛ از استعمال دخانيات ناراحت مىشوند ، لذا مرتكب اين كارها نمىشوند . نسبت به اينگونه موارد ، نهى مولى معنا ندارد ؛ زيرا هدف و حكمتِ آن ، ايجاد داعى بر ترك است كه اين داعى در مكلّف وجود دارد و ايجادالموجود محال است . صرفنظر از استحاله ذاتى ، عبث و قبيح هم هست و از مولاى حكيم صادر نمىشود . ولى در نوع موارد ، عملى عند الله زشت و ناپسند است و مفسدهء ملزمه هم دارد ، امّا غالب انسانها محرك درونى و نفسانى بر ترك ندارند . به همين سبب نياز به محرك بيرونى است و بايد نهى از مولى برسد تا انسانها از آن عمل اجتناب كنند . در چنين مواردى نهى بجاست و براى ايجاد داعى بر ترك است . « 1 »
حال كه هدف از نهى مشخص شد مىگوييم ايجاد زاجر و رادع از فعل و يا داعى بر ترك - به اختلاف مبانى - در مواردى معقول است كه عمل عادتاً مورد ابتلاء مكلّف باشد . مكلّف هم بهگونهاى باشد كه بر حسب عادت به آن عمل مبتلا مىشود و در معرض ابتلاء است و هر لحظه ممكن است آن را مرتكب شود . نهى مولى براى پيشگيرى از ارتكاب عمل مبغوض است ؛ و گرنه در مواردى كه محال است بر حسب عادت مورد ابتلاء مكلّف واقع شود « 2 » لا تفعل گفتن و نهى كردن جا ندارد ؛ چرا كه فايده و اثرى بر آن مترتب نيست ؛ بدون آن هم مطلوب مولى ( ترك ) ، حاصل است و مكلّف عملًا تارك است .
چنين ردعى نهتنها لغو و عبث است و از مولاى حكيم صادر نمىشود و به اصطلاح محال
هامش
( 1 ) . البته اين تعبير بر مبناى مشهور است كه نهى را براى طلب ترك مىدانند و مىگويند ترك اين كار مطلوب مولا است و بهدنبالش مىگويند هدف از نهى ، ايجاد داعى بر ترك است ؛ و گرنه برمبناى محققّين متأخّر ، نهى براى طلب نيست ، بلكه براى زجر و ردع و منع از فعل است و طلب ترك لازم عقلى آن است . بر اين مبنا بايد گفت هدف مولى از نهى ايجاد زاجر و رادع درونى از فعل ناپسند و مفسدهدار است . در مواردى كه مكلّف به خودى خود زاجر درونى ندارد .
( 2 ) . اگرچه از نظر عقلى محال نيست .