تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨
مىگيرد و نتيجه علم اجمالى كبير اين است كه اگر احتياط تامّ و كامل ممكن است ، بايد به تمام اين اخبار عمل كنيم و اگر خبرى را ديديم - در هر كتابى - كه مبيِّن جزء يا شرط بوداحتياطاً عمل كنيم . اگر احتياط تام ممكن نيست و عسر و حرج يا اختلال نظام پيش مىآورد ، به حكم عقل به هر خبرى كه مظنون الصدور است « 1 » و بيانگر اجزاء و شروط است ، بايد عمل كنيم نه به خصوص رواياتى كه داراى سه ويژگى باشند . پس دليل شما تعميم مىدهد و اعم از مدعاست . قوله : قلت : جواب : مرحوم آخوند به دفاع از فاضل تونى ايراد اوّل شيخ اعظم را جواب مىدهد . جواب ، به همان بيانى است كه در تقريب وجه اوّل از وجوه عقلى گذشت . يعنى بدواً دايره علم اجمالى وسيع است و كليّه اخبار را مىگيرد ؛ ولى چه مانعى دارد كه فاضل تونى بگويد ما بررسى كرديم و ديديم آن مقدار معلوم الصدور يا معلوم الحجية ، در ميان همان اخبارى است كه داراى سه ويژگى مزبور باشند و همان كفايت مىكند و نوع اجزاء و شروط را بيان مىكند و ما را از ساير اخبار ، بىنياز مىكند و در نتيجه علم اجمالى كبير منحل مىشود به يك علم اجمالى صغير نسبت به طايفه‌اى از روايات كه داراى آن شروط باشند و يك شك بدوى نسبت به ساير روايات و پس از انحلال ، ديگر علمى نيست تا امتثالش لازم باشد ، و در مجرد شك بدوى هم از اصل برائت مدد مىگيريم ؛ پس ايراد شيخ وارد نيست . قوله : اللّهم الّا ان يقال : مگر اين‌كه كسى بگويد : اين مقدارى كه در رواياتِ با آن سه شرط آمده است كافى نيست و معظم اجزاء و شروط را بيان نمىكند و تنها بخشى از اجزاء و شروط و . . . را تبيين مىكند و ما را از ساير روايات مستغنى نمىسازد . در نتيجه علم اجمالى كبير منحل نمىشود و بايد امتثال شود و يا كلّ روايات را بايد عمل كرد يا مظنون الصدورها را . و يا اگر كسى مدّعى شود كه در كنار علم اجمالى به صدور رواياتى كه در ميان طايفهء فوق ، در كلام فاضل تونى بود ، يك علم اجمالى ديگرى داريم به صدور روايات ديگرى كه در ميان اخبار ديگر غير از آن طايفه هستند و اين علم اجمالى هم احتياط و امتثال مىطلبد . و بايد از كليه روايات مبيّن اجزاء و شروط استفاده كنيم و اكتفاء نكنيم به اخبار واحد با آن ويژگىها . فتأمل : اشاره به اين است كه هركدام از دو ادّعاى فوق در عبارت قبل ، قابل مناقشه است . اما اولى : شما از كجا ادعا مىكنيد كه اين طايفه كافى و وافى نيست ؟ آيا محاسبه كرده‌ايد ؟ فاضل تونى مىتواند ادعا كند كه همين‌ها كافى است و موجب انحلال علم اجمالى كبير مىشود . و اما دومى : فرض اين است كه ما صد تا علم اجمالى كه نداريم . يك علم اجمالى است كه قبلًا كبير بود و همه اخبار را مىگرفت و الآن صغير شده و مخصوص طايفهء مزبور است و علم اجمالى ديگرى نداريم .
هامش
( 1 ) . از باب إذا تعذّر العلم قام الظن مقامه .