ملاكهاى گوناگون است . عدهاى خبرهاى كتب اربعه را مقطوع الصدور مىدانند و به آن عمل مىكنند . عدهاى متواتر مىدانند و از اين جهت به آن عاملاند . و عدهاى به بركت قرائنى كه در دست داشتند و مقارن عصر ائمه بودند ، قطع پيدا كرده و به آن عمل مىكردند . مشهور هم به خبر واحد بما هو خبر واحد - ولى جامع شروط حجيت - عمل كردهاند و مىكنند . پس نمىتوان گفت سيرهء مستمره بر عمل به خبر واحد مجرد از قرائن بوده تا ارزشمند باشد .
ثانياً بر فرض كه چنين اتفاق عملىاى از علماء ، بلكه از عموم مسلمين مسلّم باشد ، ولى اين سؤال مطرح است كه آيا سيرهء مزبور يك سيرهء شرعى اسلامى است و از دين سرچشمه مىگيرد ؟ آيا مسلمانان بهعنوان اينكه مسلمان هستند ، چنين مىكردند يا يك سيره عقلائى و عرفى است . يعنى همهء عقلاء در شئون زندگى و امور عادى روزمرّه به خبر واحد - البته اگر مورد وثوق باشد - عمل مىكنند و مسلمانان از آن جهت كه از عقلاء هستند در امور دنيا و دينشان به خبر واحد عمل مىكنند ؟
اين جهت بايد احراز شود و ما هيچ دليلى نداريم كه سيره مزبور ، شرعى و سرچشمه گرفته از شارع باشد ، بلكه احتمال مىدهيم و يا ظن داريم و يا حتى يقين داريم كه سيره مزبور از عقل و عقلاء سر چشمه مىگيرد و مسلمانان هم ، از آنجا كه بخشى از خردمندان جهاناند ، در امور مربوط به دين خود چنين سيرهاى را دارند . در نتيجه بيان دوم بيان جداگانهاى نخواهد بود و به بيان سوم برمىگردد .
سيرهء عقلاء و حجّيت خبر واحد
بيان سوم ( سيرهء عقلاء ) : مهمترين دليل در نظر محقّقان ، بناء عملىِ عقلاء عالم است كه جميع عقلاء عالم - چه كسانى كه پيرو شريعتى از شرايع الهى مىباشند و چه كسانى كه اصل و اساس دين و مذهب را قبول ندارند - عموماً چنين بوده و هستند كه پس از اسلام و پيش از آن از روزى كه عاقلى در كره زمين مىزيسته است تا روزى كه خردمندى خواهد زيست ، پيوسته به خبر واحد ثقه عمل مىكردند و ترتيب اثر مىدادند و اكنون هم همانگونه عمل مىكنند . در اصل وجود چنين بنايى ترديدى وجود ندارد ، ولى اين مقدار كافى نيست ، بايد سيره مزبور از سوى شرع مقدس ردع نشود . خوشبختانه از هيچ پيامبرى و از هيچ وصىاى از اوصياء و جانشينان به حق رسولان شنيده نشده است كه از اين سيره ممانعت كرده باشند و آن را ردع و ابطال نمايند . در حالى كه در مسألهاى به اين مهمى اگر ردعى صورت گرفته بود ، حتماً در تاريخ ثبت مىشد و بدست آيندگان مىرسيد ، ولى خوشبختانه حتى بهصورت خبر واحد هم ردع نشده است . با توجه به اينكه مقتضى براى ردع موجود بوده و مانع از آن مفقود بوده است « 1 » كمترين ردعى جامهء عمل نپوشيده است . از اينكه سيره مزبور در مسمع و منظر معصوم هم بوده و در همه امور دينى و دنيوى هم بوده و معذلك ردع نشده است ، به اين نتيجه مىرسيم
هامش
( 1 ) . چون مسأله سياسى و خلافت كه نبود تا بناء بر كتمان كردن باشد .