كه سيرهء مزبور مورد قبول و تأييد و رضايت شارع مقدس است و سيره كذايى حجّت و ارزشمند است .
پس ما به بركت سيره عقلاء خبر واحد ثقه را حجّت مىدانيم .
إن قلت يكفى فى الردع الآيات الناهية و الروايات المانعة عن اتباع غير العلم و ناهيك قوله تعالى و لا تقف ما ليس لك به علم و قوله تعالى و إن الظن لا يغنى من الحق شيئا .
قلت لا يكاد يكفى تلك الآيات فى ذلك فإنه مضافا إلى أنها وردت إرشادا إلى عدم كفاية الظن فى أصول الدين و لو سلم فإنما المتيقن لو لا أنه المنصرف إليه إطلاقها هو خصوص الظن الذى لم يقم على اعتباره حجة لا يكاد يكون الردع بها إلا على وجه دائر و ذلك لأن الردع بها يتوقف على عدم تخصيص عمومها أو تقييد إطلاقها بالسيرة على اعتبار خبر الثقة و هو يتوقف على الردع عنها بها و إلا لكانت مخصصة أو مقيدة لها كما لا يخفى .
اشكال : ردع از سيره گاهى بهصورت خاصّ است ، يعنى شارع روى سيره خاصّى انگشت مىگذارد و آن را ابطال مىكند « 1 » و گاهى بهصورت عامّ است ، يعنى در ضمن امورى از عمل به فلان سيره هم منع كرده است .
حال ، ردع از سيره لازم نيست به صورت خاصّ باشد و شارع بگويد به خبر ثقه عمل نكنيد تا بگوييم اين سيره عقلايى در احكام شرعى مردوع است ، بلكه كافى است به صورت عام باشد و در قالب عام يا مطلق از آن ردع كرده باشد . چنين ردعى صورت گرفته است و دليل آن هم عمومات و مطلقاتى است كه در آيات و روايات وارد شده و از عمل به غير علم و پيروى از ظن و گمان و حدس و تخمين منع كرده است و به عمومش خبر واحد را نيز شامل است . مثلًا آيه مىفرمايد : و لا تقف ماليس لك به علم ؛ « 2 » از آنچه يقين ندارى ، پيروى نكن إنّ الظنّ لا يغنى من الحق شيئاً ؛ « 3 » گمان انسان را از حق و واقع بىنياز نمىكند . ما به حكم اين عمومات مىگوييم شارع مقدس از عمل به خبر واحد مجرد منع كرده و سيره عقلاء در اين باب ردع شده و از درجه اعتبار ساقط است .
جواب : مرحوم آخوند سه جواب به اشكال مزبور مىدهد :
1 . آيات و روايات مزبور مربوط به اصول دين است و در اعتقادات از عمل به غير علم منع شده است . « 4 » اگر مربوط به اعتقادات شد ، نهى مزبور ، ارشادى خواهد بود ؛ زيرا خود عقل اين معنا را درك مىكند كه اصول دين جاى تعبد نيست و بايد با دليل و برهان اثبات شود و هر خطابى كه در مورد حكم عقلِ مستقل وارد شود ، ارشادى خواهد بود . در نتيجه باب فروع دين كه محور مباحث ما در حجيّت خبر واحد مىباشد ، از مفاد آيات مزبور تخصّصاً خارج است .
هامش
( 1 ) . مثلًا از عمل به قياس نهى فرموده است .
( 2 ) . سورهء اسراء ، آيهء 36 .
( 3 ) . سورهء نجم ، آيهء 28 .
( 4 ) . سابقاً اين ادعا به دو بيان ثابت شد : الف ) ظاهر و متفاهم عرفى از آيات به قرينهء سياقيه ، اصول دين است . . . ب ) قدر متيقّندر مقام تخاطب امور عقيدتى است . . . .