تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
است . يعنى از كسانى كه اهل علم‌اند و عارف به حلال و حرام هستند و صاحب نظرند و . . . بپرسيد و به گفتهء آنها اعتماد كنيد . اين تعبير با مقام فتوى سازگار است كه فقيه و مجتهد اهل الذكر است و مقلدين از او مىپرسند و به فتواى او عمل مىكنند ، هرچند يقين پيدا نكنند . در نتيجه آيه شريفه دليل بر حجيّت فتواى مجتهد در حق مقلد است ، نه دليل بر حجيّت روايت و خبر واحد . پس از مانحن‌فيه اجنبى است . پاسخ آخوند : مرحوم آخوند در پاسخ از اعتراض مزبور مىفرمايد درست است كه در ميان راويان احاديث ، راويان فراوانى يافت مىشود كه اهل علم و اطلاع نبوده‌اند و از عوام و مردم كوچه و بازار بودند ؛ ولى همهء راويان اين‌گونه نيستند . راويان بسيارى را مىشناسيم كه حقيقتاً اهل ذكر و علم بوده و فقيه عصر خودشان بوده‌اند و كاملًا رأى و نظر امام را مىدانستند و عارف به حلال و حرام شريعت بودند . همچون زرارة بن اعين ، محمد بن مسلم ، ابان بن تغلب و . . . آنگاه اگر كسى به اين دسته از رُوات مراجعه كند و از آنها رأى معصوم را بپرسد ، قطعاً سؤال از اهل الذكر صدق مىكند ؛ چه سؤال‌كننده خودش فرد عامى باشد ، چه خودش هم نظير زراره اهل ذكر باشد ؛ مثلًا محمد بن مسلم از زراره بپرسد و . . . . آنگاه اين قسم از سؤال را آيه شامل است و به حكم آيه ، قبول جواب بر سائل واجب است . پس آيه بالمطابقه و مستقيماً خبرهايى را كه از امثال زراره در مقام جواب سؤال سائل بيان شده است ، شامل مىشود و قبول اين روايات را واجب مىكند . سپس با ضميمه دو عدم الفصل ساير اخبار آحادِ جامع شروط نيز حجّت و واجب القبول مىشوند : 1 . گرچه مورد آيه خبرهاى مسبوق به سؤال است ؛ ولى مىدانيم سؤال موضوعيّت ندارد و طريق به سوى جواب است و اصل ، خود جواب است . در نتيجه رواياتى هم كه مسبوق به سؤال نباشد و ابتدا به ساكن از قول زراره‌ها نقل شود حجّت است ؛ زيرا احدى از فقهاء ميان روايات مسبوق به سؤال با روايات غير مسبوق ، فرق نگذاشته است . 2 . گرچه مورد آيه ، اهل الذكر است و روايات امثال زراره‌ها را حجّت مىكند ؛ ولى احدى از علماء فرق نگذاشته‌اند ميان رواياتى كه راويان آنها زرارهء عادل و ثقه باشد يا راوى آن فرد عامى و عادى ، ولى عادل و ثقه باشد و صرفاً آنچه را از زبان مبارك امام شنيده يا در عمل و تقرير امام ديده است نقل مىكند و خود اهل نظر و استنباط نيست . در نتيجه با ضميمه‌هاى مزبور ، كليه خبرهاى واحدى كه راويان آنها ثقه و عادل و . . . باشند حجّت مىشود . فافهم : شايد اشاره به اين باشد كه ، امثال زراره دو جنبه دارند : 1 . از اهل ذكر و علم هستند ؛ 2 . راوى و محدّث هستند ، و آيه روى جنبه اوّل تكيه كرده باشد . شايد اهل ذكر بودن موضوعيّت دارد و روى جنبه راوى بودن تكيه نكرده است ، پس به درد روايات ديگران نمىخورد ، چون در آنها جنبه راوى بودن فقط مطرح است ؛ فما قُصد لم يقع و ما وقع لم يقصد .