تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
باشد ؛ 6 . قطع به عدم فرق و عدم فصل داشته باشيم ميان رواياتى كه مسبوق به سؤال است و آنهايى كه ابتداءً بيان شده و در جواب سؤال نيست . همه اينها بايد ثابت شود تا آيه بر مدّعاى ما ( حجيّت قول راوى به نحو مطلق ) دلالت كند . مع‌الاسف تمام اينها مخدوش است و در حاشيه يك‌يك خدشه‌ها بيان شده است . اشكال آخوند : علاوه بر اشكال‌هاى فوق ، مرحوم آخوند اعتراض ديگرى دارد و مىفرمايد اين آيه دليل بر حجيّت خبر و وجوب قبول جواب به‌صورت تعبّدى نيست ؛ زيرا ظاهر آيه ( متفاهم عرفى از آن ) ، اين است كه ايجاب سؤال ، مقدّمه‌اى براى تحصيل علم است و طريقيّت دارد ، نه اين‌كه موضوعيّت داشته باشد ، و ما بايد تعبداً جوابش را بپذيريم ، بلكه منظور اين است كه بپرسيد تا بدانيد و به دانسته‌ها و علمتان عمل كنيد ؛ مثل اين‌كه در فارسى مىگوييم « اگر نمىدانى ، بپرس ! » يعنى بپرس تا بدانى و آگاه شوى . پس سخن از تحصيل علم است ، نه پذيرش تعبدى . در نتيجه آيه سؤال هم به درد حجيّت خبر واحد نمىخورد . اشكال ديگر : صرف نظر از اشكالى كه مرحوم آخوند داشت ( آيهء مبيِّن حكم تعبدى نيست ، بلكه منظورش پرسيدن براى دانستن و عمل كردن است . . . ) ايراد ديگرى به آيهء سؤال وارد شده است كه مورد پسند مرحوم آخوند نيست . لذا پاسخ وى اين است كه معترض مىگويد بر فرض كه به‌دنبال سؤال از اهل ذكر قبول جواب ، مطلقاً واجب باشد ، حتى اگر مفيد علم نباشد ، باز هم آيه به درد حجيّت خبر واحد نمىخورد و با باب فتوى و حجيّت قول مجتهد براى مقلّد متناسب است . توضيح : مدّعا در باب حجيّت خبر اين است كه قول راوى موثّق يا عادل و واجد شرايط به‌عنوان اين‌كه راوى و محدث است و صرفاً از امام نقل حديث مىكند ، حجّت باشد . در باب راوى ، فقيه و عالم بودن شرط نيست ، بلكه عدالت و وثاقت و ضبط و . . . معتبر است و راوى نقش ضبط صوت را بازى مىكند كه دقيقاً و كلمه به كلمه مطالب را از گوينده مىگيرد و ضبط مىكند . سپس وقتى دكمه را فشار مىدهى ، همان كلمات را بازگو مىكند . در راوى نيز همين جهت مهم است و در اين جهت عالم و فقيه بودن معتبر نيست و بسيارى از اشخاص عامى و بىسوادى وجود داشتند كه بقّال يا خبّاز يا سمّان يا زيّات و . . . بودند و معذلك حافظهء خوبى داشتند و از امام كلماتى را كه شنيده بودند به‌خوبى حفظ كرده و براى ديگران نقل نموده‌اند . اين ارزشمند است و در روايات مىخوانيم « رُبَّ حامل فقهٍ إلى من هو أفقه منه » . « 1 » پس بحث ما از حجيّت قول راوى بما هو راوى است كه شرايط خاصّ خود را دارد و در علم رجال و حديث بيان شده است و عالميّت يا اعلميّت در زمرهء آن شروط نيامده است . آيهء شريفه نفرموده است : « فاسألوا أهل الروايه أو الرّاوى أو المحدّث . . . » تا مدّعاى ما را اثبات كند ، بلكه روى عنوان اهل الذكر تكيه كرده و فرموده است : فاسألوا اهل الذكر . . . و مقصود از اهل ذكر ، اهل علم و اطلاع
هامش
( 1 ) . وسال‌الشيعه ، ج 21 ، ص 89 .