تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
كتمان هم وارد است : 1 . آيه اطلاق ندارد و در مقام بيان اين جهت نيست كه اظهار ولو مفيد علم نباشد ، حجّت است ، بلكه در مقام بيان اصل حرمت كتمان و وجوب اظهار حقايق است و اهمال دارد . يعنى خصوصيات را مسكوت گذاشته است . 2 . ممكن است ادّعا كنيم كه آيه ، نه‌تنها ظهور در اطلاق ندارد ، بلكه ظهور در تقييد دارد و مخصوص اظهار مفيد علم است ؛ زيرا روى بيّنات و هدى تكيه كرده و كتمان اينها را حرام كرده است و اظهار بيّنات و هُداى واقعى را واجب كرده است و ما بايد احراز كنيم كه اظهار كذاست و آن با خبر متواتر و اظهار مفيد علم حاصل مىشود ، نه با اظهار در حدّ خبر واحد . به اين دو جهت آيهء كتمان به درد حجيّت خبر نمىخورد . « 1 » مرحوم آخوند مىفرمايد اگر ما اصل ملازمه عقلى ميان وجوب اظهار و وجوب قبول را پذيرفتيم ، نوبت به دو جواب شيخ اعظم نمىرسد ؛ زيرا وجود ملازمهء عقلى منافات دارد با اهمال آيه و با اختصاص آيه به اظهار مفيد علم . زيرا عقل در حكم خود اهمال و اجمال ندارد ، بلكه به صورت شفاف موضوع را احراز مىكند و به صورت قاطع هم حكم مىكند . اهمال و اجمال هم با ملازمهء عقلى سازگار نيست . قوله : لكنها : مرحوم آخوند مىفرمايد كه ما اصل ملازمه عقلى و لزومى لغويّت را قبول نداريم و مىگوييم چنين نيست كه اگر قبول تعبدى واجب نباشد ، وجوب اظهار لغو باشد ؛ زيرا فايده وجوب اظهار منحصر به وجوب قبول تعبّدى نيست تا اگر اين هم نبود ، وجوب اظهار عبث باشد ، بلكه فايدهء ديگرى هم دارد و آن اين‌كه خداوند اظهار را واجب كرد تا دانايان احساس مسئوليت كنند و مرتباً اظهار نمايند و در سايهء تكثّر اظهارات ، حق و حقيقت بر همگان روشن و هويدا شود و بر اساس شناخت و آگاهى قبول كنند ، نه تعبداً . و اين‌كه حجت بر همگان تمام شود . « 2 » نتيجه : دلالت آيه كتمان هم ردّ شد ؛ ولى بر فرض دلالت ، مقدارش وسيع است و هر خبر واحدى را حجّت مىكند . اگر از اين نظر اجمال و ابهام داشت ، بايد به قدر متيقّن قناعت كرد ( خبر ثقه يا عدل ) و در آيهء نفر نيز چنين است .
هامش
( 1 ) . فرائدالاصول ، ص 81 . ( 2 ) . اتفاقاً مورد و شأن نزول آيه نيز مؤيد همين مطلب است كه مورد آيه نشانه‌هاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است كه در كتب عهدين به وضوح آمده بود و پس از ظهور رسول اكرم صلى الله عليه و آله آنها اين نشانه‌ها را پنهان مىكردند و بازگو نمىكردند و . . . آيه در اين‌باره مىفرمايد كتمانْ حرام است و اظهار واجب است و اين يك مسأله عقيدتى است و در مسائل اعتقادى جاى تعبّد و قبول به‌صورت چشم‌بسته نيست ، بلكه جاى يقين و برهان است . پس هدف اين است كه به‌قدرى اظهار كننده زياد شود كه براى ديگران علم‌آور شود و آنها به يقين خود عمل كنند .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 595 | على محمدى خراسانى