[ الدليل الثالث : آية الكتمان ]
و منها : آية الكتمان : إن الذين يكتمون ما أنزلنا الآية .
و تقريب الاستدلال بها أن حرمة الكتمان تستلزم وجوب القبول عقلا للزوم لغويته بدونه .
و لا يخفى أنه لو سلمت هذه الملازمة لا مجال للإيراد على هذه الآية بما أورد على آية النفر من دعوى الإهمال أو استظهار الاختصاص بما إذا أفاد العلم فإنها تنافيهما كما لا يخفى .
لكنها ممنوعة فإن اللغوية غير لازمة لعدم انحصار الفائدة بالقبول تعبدا و إمكان أن تكون حرمة الكتمان لأجل وضوح الحق بسبب كثرة من أفشاه و بينه لئلا يكون للناس على الله حجة بل كان له عليهم الحجة البالغة .
3 . آيهء كتمان
سومين آيهاى كه براى حجيّت خبر واحد استدلال شده است آيهء كتمان است :
انّ الذين يكتمون ما أنزلنا من البيّنات والهدى من بعدما بيّنّاه للناس فى الكتاب أولئك يلعنهم الله ويعلنهم اللّاعنون . « 1 » خلاصه اينكه كتمانكنندگان حقايق و معارف و احكام الهى ، مشمول لعن و نفرين پروردگار و همه لعنتكنندگان - از فرشتگان و جن و انس - در عالم هستند .
كيفيت استدلال : كتمان حقايق و احكام حرام است ؛ زيرا موجب لعن خدا و همه لعنت كنندگان است و حرمت كتمان به لزوم بيّن بالمعنى الأخص بر وجوب اظهار دلالت دارد و بر آگاهان واجب است حقايق دين را باز گو كنند ، و وجوب اظهار ، به ملازمهء عقلى بر وجوب قبول دلالت دارد ، يعنى اگر اظهار بر دانايان واجب باشد ، قبول اظهارات آنها هم بر ديگران واجب مىشود . يعنى اظهارات آنها براى ديگران حجّت است و بايد بپذيرند و ترتيب اثر بدهند ؛ و گرنه لغويت لازم مىآيد . به اين معنا كه اگر اظهار را خدا بر آگاهان واجب كند ، ولى قبول را بر نا آگاهان واجب نكند ، آن وجوب اظهار لغو و عبث و بىفايده خواهد بود . براى خروج كلام حكيم از لغويت ، ناگزير حكم به لزوم قبول مىكنيم .
آيه از اين نظر اطلاق دارد كه اظهار در چه حدّى باشد ؟ آيا اظهارِ مفيد علم منظور است يا مطلق اظهار حجّت است ولو مفيد علم نباشد ؟ اطلاق آيه ، اظهار به صورت خبر واحد را نيز مىگيرد و اين به معناى اين است كه قبول كردن بر ديگران تعبّداً لازم است ولو علم پيدا نكنند . مطلوب هم همين است كه خبر واحد حجّت است و ما نسبت به آن متعبّد هستيم .
قوله : و لا يخفى : شيخ اعظم در رسائل فرموده است همان دو اشكالى كه به آيه نفر وارد بود ، به آيه
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 159 .