اطلاقش تمسّك مىكنيم و مىگوييم فرقى نيست كه اين عدّه زن باشند يا مرد ، فقير باشند يا غنى ، سفيد يا سياه و . . . اما از جهت انذار قوم و بهدنبال آن بر حذر شدن قوم ، در مقام بيان نيست و سربسته مىگويد هدف ، انذار قوم است ؛ اما اينكه با چه كيفيتى و با چه خصوصياتى باشد در مقام بيان اينها نيست و نيز قوم هم بايد بر حذر نباشند ؛ اما در چه صورتى ؟ باز در مقام بيان نيست ، لذا جاى تمسّك به اطلاق نيست و آيه از اين حيث اطلاق ندارد و احتمال مىدهيم وجوب تحذّر ، مقيّد و مشروط باشد به آن مواردى كه انذار ، مفيد علم باشد و تنها در اين فرض قبول لازم باشد ، نه مطلقاً ؛ و إذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال .
قوله : لولم نقل : تا به حال با مستدل مماشات كرده و مىگفتيم اطلاق محرز نيست و مقيد و مشروط بودن هم محتمل است . حال مىگوييم اصل ادّعاى ما اين است كه آيه ظهور دارد در اينكه وجوب حذر ، مشروط و مقيد به انذارهاى علم آور است و آنچه تا به حال مىگفتيم با صرف نظر از اين مطلب بود .
توضيح : در آيه فرموده است نَفْر واجب است به منظور تفقه در دين . يعنى شناختن دين واقعى و معارف الهى و آموختن احكام واقعىاى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از طرف خدا آنها را آورده است . وقتى بهدنبال تفقه در دين كه فعل با متعلقاتش ذكر شده است ، مىگويد و لينذروا قومهم . . . پيداست كه بايد انذار هم به همان دين واقعى و چيزهايى باشد كه شخص تفقه كرده و دانسته است ، نه به چيزهاى ديگر . پس شنونده بايد احراز كند كه اين شخص به همانچه دين واقعى است ، انذار مىكند تا قبول واجب باشد . والّا اگر احتمال بدهد كه او دروغ مىگويد يا اشتباه مىكند ، حذر كردن واجب نيست و احراز به اين است كه علم يا علمى باشد و حجّت معتبر ، حكم الهى را به او ابلاغ كند و او يقين كند يا مطمئن شود كه اين حكم الهى است ، و اين در فرض تكثير انذار است تا به حد علم برسد .
بنابراين ، آيه مقيد است و وجوب حذر مشروط به انذار مفيد علم است . حال اگر اين حرف را هم نزنيم ، لااقلّ مطلق بودن را هم نمىتوانيم قائل شويم . در نتيجه آيه از اين جهت اجمال پيدا مىكند و بايد به قدر متيقّن اكتفا كنيم . قدر متيقّن هم وجوب حذر است در فرضى كه انذار مفيد علم باشد ، و به درد خبر واحد نمىخورد .
( قوله : المتخلفين او النافرين على الوجهين فى تفسير الآيه : آيه نفر در رديف آيات جهاد وارد شده است ، لذا در تفسير آن چند احتمال وجود دارد كه مهمترين آنها دو احتمالى است كه مرحوم آخوند به آنها اشاره كرده است :
1 . شايد مقصود اين باشد كه عدّهاى به سوى جبههها كوچ كنند و در آنجا آثار نصرت الهى و آيات حق را با چشم خود ببينند و وقتى به وطن بازگشتند بازماندهها را انذار كنند .
2 . شايد مقصود اين باشد كه عدهاى كه در مدينه ماندهاند و به جنگ نرفتهاند احكام دين را از
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 591
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٩١