وجوب تصديق عادل و ترتيب اثر دادن بر آن هم يعنى حكمِ واقعىِ حقيقىِ وضعى نزد پروردگار يكى است و آن حجيّت و لزوم تصديق عادل است و تمامى ادلهء حجيت خبر واحد از همين يك حكم كشف مىكنند ، نه اينكه در واقع جعلهاى متعددى باشد . « 1 » با توجه به اين نكات ، گاهى ما مستقيماً حكمى - مانند وجوب جمعه - را از امام مىشنويم ؛ اين فرض از بحث خارج است ، زيرا ما قطع به حكم شرعى پيدا كردهايم و به يقين عمل مىكنيم . گاهى حكم واقعى يا قول امام با يك واسطه به ما مىرسد . مثلًا زراره مىگويد امام صادق عليه السلام چنين و چنان فرموده است . اين قسم از خبر واحد مشمول ادلّه حجيّت خبر هست ؛ زيرا صدِّق العادل خبر زراره كه عادل است را شامل مىشود و معناى صدِّق العادل اين است كه رتّب الأثر يعنى بر خبر زراره اثر بار كن و مخبرٌ به به اخبار زراره قول امام است و اثرش وجوب جمعه است و بهوسيلهء خبر زراره اين اثر شرعى مترتّب مىشود و خبر زراره كاشف از وجوب جمعه و قول امام و سنّت واقعى ، و حاكى از آن است و بحثى نداريم .
ولى گاهى قول امام و حكم شرعى با دو يا چند واسطه بدست ما مىرسد . مثلًا شيخ طوسى به ما خبر مىدهد و مىگويد « أخبرنى المفيد بأنّ الصادق عليه السلام قال كذا و كذا » ، يعنى شيخ به من خبر داده است كه امام صادق عليه السلام چنين فرموده است . در اينجا ميان ما - كه از شيخ طوسى خبر را دريافت مىكنيم - و امام ، دو واسطهء عادل ( شيخ طوسى و شيخ مفيد ) وجود دارد . يا مثلًا شيخ طوسى از شيخ مفيد و شيخ مفيد از شيخ صدوق و شيخ صدوق از امام نقل مىكند كه در اين صورت ميان ما و امام سه واسطه وجود دارد . يا مثلًا صدوق هم از صفّار از امام عسكرى عليه السلام نقل مىكند كه در اين صورت چهار واسطه درست مىشود و هلّم جرّاً . « 2 » حال اشكال اين است كه آيه نبأ و امثال آن بر فرض دلالتشان بر حجيّت خبر واحد تامّ باشد ، مخصوص خبرهاى بلا واسطه هستند كه ميان خبر دهنده به ما و ميان امام ، واسطه نيست . و اما خبرهاى معالواسطه را كه دو يا چند واسطه در كار باشد ، شامل نمىشوند و عقلًا اين شمول محذور دارد و مستلزم اتحاد حكم و موضوع است يا مستلزم تقدّم شىء بر خودش مىباشد كه هر دو محال هستند .
هامش
( 1 ) . نظير حكم تكليفى وجوب جمعه مثلًا ، كه در واقع يك حكم كلّى است ، ولى آيات قرآن بر آن دلالت دارد ، روايات فراوان بر آن دلالت دارد و . . . ولى تمام اين آيات و روايات ، طريقيت دارند و از همان يك حكم خبر مىدهند و همان را كشف مىكنند ، نه حكم ديگرى غير از آن را .
( 2 ) . كلمهء بواسطة يا در اصل به واسطتين بوده و سهوالقلمى پيش آمده و منظور خبر دو واسطهاى است در قبال خبرهاى سه يا چند واسطهاى و يا همين بواسطة بوده و منظور خبرى است كه ميان مخبر آن به ما و ميان امام عليه السلام يك واسطه وجود دارد كه در مثال قبل ، خبر دهنده به ما شيخ طوسى است و ميان او و امام عليه السلام شيخ مفيد واسطه است ؛ و گرنه ميان ما و امام در اصل دو واسطه وجود دارد .