خبر واحد مجرّد ارزشمند نيست ، ولو مخالف كتاب نباشد ، نه خصوص خبر واحد مخالف ، و دليلتان اين مدّعا را ثابت نمىكند .
دليل اينكه به ضرر ما نيست اين است كه ما طرفدار ايجاب جزئى هستيم و فىالجمله خبر واحد را حجّت مىدانيم ، نه هر خبرى را ، ولو مخالف قرآن باشد . در باب تعارض ادلّه خواهد آمد كه اگر دو حديث تعارض كردند و يكى از آن دو مخالف قرآن بود همان را بايد طرح كرد چون از درجهء اعتبار ساقط است ؛ ولى احاديثى را كه مخالف قرآن نيست ، ولو موافق هم نباشد و قرآن از بيان آن ساكت باشد حجّت مىدانيم .
جواب به اجماع : منظور سيد از اجماع بر عدم حجيّت خبر واحد كدام نوع از اجماع است ؟ اگر مرادش اجماع محصَل است ، مىگوييم اجماع كذايى ارزشمند است ؛ ولى متأسفانه وجود خارجى ندارد و هرگز كسى نمىتواند مدّعى شود كه فتاواى همه را ديده و همه قائل به عدم حجيّت بودهاند .
اگر مقصود ، اجماع منقول است كه خود سيد براى ما نقل مىكند ، خواهيم گفت : اوّلًا در باب اجماع گذشت كه اجماع منقول اصلًا ارزشمند نيست و حجيّت ندارد .
ثانياً بر فرض كه در جاى ديگر حجّت باشد در خصوص مسأله حجيّت خبر واحد ، حجت نيست ؛ زيرا اجماع بر فرض كه معتبر باشد بهعنوان اينكه از مصاديق خبر واحد و مشمول ادلّه حجيّت خبر است حجّت مىباشد و چيزى كه خودش خبر واحد است ، چگونه با آن مىتوان بر نفى حجيّت خبر واحد استدلال كرد ؟
ثالثاً اين اجماع معارض دارد ؛ زيرا شيخ طوسى در مقابل سيد ادعاى اجماع كرده است بر حجيّت خبر واحد ، و هر دو در سايهء تعارض سقوط مىكنند . چه بسا اجماع شيخ طوسى رجحان دارد .
رابعاً اجماع سيد موهون است ؛ زيرا مشهور علماء با آن مخالفت كرده و طرفدار حجيّت خبر واحد شدهاند . و اجماعى كه نوع بزرگان با آن مخالفت كرده باشند ، ارزشى ندارد . در نتيجه سه دليلى كه منكرين حجيّت خبر واحد آوردند ، هيچكدام ارزش ندارد و مدّعاى آنان را ثابت نكرد .
3 . در قبال اخبارىها كه افراط كرده بودند و سيد و امثال او كه تفريط كرده بود ، مشهور علماء طرفدار حجيّت خبر واحد هستند « 1 » و براى اثبات حجيّت آن به ادله اربعه استدلال شده است :
هامش
( 1 ) . البته فىالجمله ، يعنى با قطع نظر از شروطى كه هركدام براى حجيّت خبر واحد قائل هستند .