تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
و مانند روايات ديگر كه مىگويد مخالف كتاب و سنت را طرح كنيد . « 1 » حال از مجموع اين روايات بدست مىآيد كه خود خبر واحد موضوعيّتى ندارد و ارزشمند نيست ، مگر اين‌كه در كنارش قرينه‌اى از قرآن باشد و به اين وسيله قطعى شود تا ارزش پيدا كند ؛ و گرنه مخالف كتاب و سنت ، بىارزش است . آنچه مخالف نيست ، ولى موافق هم نيست و كتاب نسبت به آن ساكت است ارزش ندارد . تنها رواياتى كه موافق كتاب و سنت است ، معتبر است كه آن هم همراه با قرينه است و خالى از آن نيست . دليل سوم : سيد مرتضى در چند جاى كتابش ادعاى اجماع كرده و فرموده است به اجماع اماميّه ، خبر واحد حجّت نيست . و بلكه ترقّى كرده و خواسته است اين مطلب را از ضروريات فقه شيعه قلمداد كند . وى فرموده است همان‌طور كه حجّت نبودن قياس و عمل نكردن به آن از ضروريات مذهب ماست ، عمل نكردن به خبر واحد هم از مسلّمات مذهب ماست و خاصّ و عام ، شيعه را به اين امور مىشناسند . « 2 » پاسخ دليل منكران : مرحوم آخوند به هر سه دليل منكران حجيت ، پاسخ مىدهد : پاسخ دليل اوّل ( آيات ) : ايشان به دليل اوّل سه جواب مىدهد : الف ) ظاهر و متفاهم عرفى از آيات مزبور ، اصول دين است و آيات درباب مسائل عقيدتى از پيروى غير علم يا ظنّ ، منع و مذمّت كرده است . امّا بحث ما در فروع دين و مسائل شرعى و حجيّت ظن حاصل از خبر واحد در اين بخش است كه از مفاد آيات تخصصاً خارج است و وجه ظهور سياق آيات است كه در ذيل بحث‌هاى اعتقادى وارد شده است . براى مثال يك جا سخن از اين است كه زندگى فقط همين زندگى دنيوى است ؛ عدّه‌اى مىميرند و عدّه‌اى متولّد مىشوند و دست روزگار ما را هلاك مىكند ؛ و گرنه مبدئى ماوراء طبيعى و جهانى غير از اين دنيا وجود ندارد . « 3 » و در ذيل اين آيه ، قرآن مىفرمايد اينها حدس و گمان دارند و جز از گمان پيروى نمىكنند و يقين ندارند . يا مثلًا در جاى ديگر سخن از اين است كه عدّه‌اى فرشتگان را دختران خدا دانسته‌اند . قرآن در جواب آنان و ردّ سخن آنها فرموده است اينان از ظنّ و حدس و گمان پيروى مىكنند ؛ و گرنه يقين ندارند « 4 » . « 5 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 18 ، ص 75 . ( 2 ) . رسائل سيد مرتضى ، ج 1 ، ص 24 و 25 . ( 3 ) . سورهء جاثيه ، آيهء 24 . ( 4 ) . سورهء نجم ، آيهء 27 و 28 . ( 5 ) . نظير اين‌كه امروزه كسانى طرفدار آزادى هستند و مىگويند خود قرآن فرموده لستَ عليهم بمُسيطر و . . . ، يعنى حتى پيامبر هم بر كسى ولايت و سلطنت ندارد و مردم آزادند ، چه رسد به ولىفقيه . پاسخ اين است كه اين آيه و امثال آن مربوط به كافران است و خدا مىفرمايد تو بر آنها مسلط نيستى تا آنها را مجبور به ايمان آوردن كنى . اصولًا ايمان يك امر اجبارى نيست . آيات قبل اين ظهور را به خوبى دلالت مىكند ؛ و گرنه نسبت به مؤمنان مىفرمايد النبى أولى بالمؤمنين من أنفسهم ، إنّما وليكم الله ورسوله و . . . .