دانستهاند ، حتى آنها را مقطوع الصدور دانستهاند . در مسائل اصول دين نيز به استناد همين اخبار نظر داده و به صرف چند روايت ، طرفدار سهو النبى صلى الله عليه و آله شدهاند . فعلًا اين رأى مورد بحث نيست .
2 . عدّهاى از اصوليون از قبيل سيد مرتضى « 1 » ، قاضى ابنبرّاج « 2 » ، سيد بن زهره « 3 » ، ابنادريس « 4 » و امينالاسلام طبرسى « 5 » طرفدار عدم حجيّت خبر واحد شده و دچار تفريط گشتهاند و مطلق خبر واحد را بىارزش تلقى نمودهاند . ( و از طرق و منابع ديگر براى استنباط احكام استفاده كردهاند و احياناً خود را در شرايط انفتاح باب علم دانسته و به اين اخبار هم اگر فتوى مىدادند ، براى اين بود كه آنها را معالقرينه مىدانستند ) فعلًا اين رأى مطرح است .
دلايل عدم حجيت خبر واحد : براى اثبات مدّعاى مزبور ( عدم حجيّت خبر واحد ) به سه دليل از ادلهء اربعه استدلال شده است :
دليل اوّل : عمومات و مطلقاتى از قرآن كه به عموم يا اطلاقشان از پيروى نمودن از غير علم نهى كرده و فرمودهاند : و لا تقف ما ليس لك به علم . « 6 » در جايى از تبعيت گمان مذمت كرده و فرموده است : إن يتّبعون إلّاالظنّ و إن هم إلّايَخرُصون ، « 7 » إنّ الظنّ لا يغنى من الحق شيئاً . « 8 » خبر واحد هم غير علم است . پس پيروى از آن منهى و حرام است و نيز خبر واحد از مصاديق ظنّ است و پيروى از گمان ، مذموم و حرام است ، اگر حجّت بود پيروى از آن مذموم و حرام نمىشد .
دليل دوم : از روايات فراوانى بدست مىآيد كه خبر واحد مجرّد ارزشى ندارد . در اينجا به برخى از اين روايات اشاره مىشود : « آنچه از احاديث به شما مىرسد و نمىدانيد كه قول امامان عليهم السلام است يا نه ، به خود آنان رد كنيد و بگوييد ما نمىدانيم ، آنان داناترند . « 9 » هر حديثى كه يك يا دو شاهد و قرينه قرآنى طبق آن نباشد ، قابل عمل نيست و آنها را به اهلش واگذاريد . « 10 » « هر حديثى كه موافق قرآن نباشد ، به آن عمل نكنيد و به خود امامان عليهم السلام واگذاريد » . « 11 » « هر حديثى را كه قرآن كريم تصديق و تأييد نكند باطل و بىارزش است » . « 12 » « هر حديثى كه با كتاب خدا موافق نباشد ، مزخرف است » . « 13 » « هيچ حديثى را قبول نكنيد ، مگر آنچه را كه موافق كتاب يا سنّت باشد » . « 14 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : الذريعة ، ج 2 ، ص 528 .
( 2 ) . ر . ك : المهذّب ، ص .
( 3 ) . ر . ك : الغنية ، به نقل از جوامع فقهى ، ص 537 .
( 4 ) . ر . ك : سرائر ، ج 1 ، ص 47 .
( 5 ) . ر . ك : مجمعالبيان ، ج 5 ، ص 123 .
( 6 ) . سورهء اسراء ، آيهء 37 .
( 7 ) . سورهء انعام ، آيهء 116 ؛ سورهء يونس ، آيهء 66 .
( 8 ) . سورهء نجم ، آيهء 28 .
( 9 ) . مستدركالوسائل ، ج 3 ، ص 116 .
( 10 ) . وسائلالشيعه ، ج 18 ، ص 80 .
( 11 ) . مستدركالوسائل ، 34 ، ص 16 ، حديث 5 .
( 12 ) . محاسن برقى ، ج 1 ، ص 221 .
( 13 ) . وسائلالشيعه ، ج 18 ، ص 78 ، حديث 12 .
( 14 ) . همان ، ج 1 ، ص 7 و 8 .