كلّى است و از آن بحثهاى اصولى استنتاج شده است . حال در مسأله حجيّت خبر واحد آيا ضابطه مزبور را دارد و مسأله اصولى است يا نه ؟ مرحوم آخوند به چهار مسلك به اجمال اشاره مىكند :
1 . مسلك خود مرحوم آخوند : موضوع علم اصول منحصر به ادلّهء اربعه نيست ، بلكه به مراتب وسيعتر از آن است و به تعبير مرحوم مظفر ، هر چيزى كه صلاحيت دارد تا دليل و حجّت بر حكم شرعى باشد . « 1 » و به قول مرحوم آخوند ، هر چيزى كه نتيجه آن در طريق استنباط باشد و از آن استنباط حكم شرعى ميسور و مقدور باشد ، خواه از ادله اربعه باشد ( كتاب ، سنت ، اجماع و عقل ) و خواه از اين ادله نباشد ؛ مثل شهرت فتوايى ، قياس و استحسان بر مسلك اهل سنت ، خبر واحد هم از ادله اربعه نيست ؛ زيرا نه كتاب است ، - مثل قول زراره كه قرآن نيست - نه سنت . سنت قول معصوم است نه قول زراره و امثال او . اجماع و حكم عقل هم نيست . معذلك از امورى است كه نتيجهاش در طريق استنباط حكم شرعى است .
با اين توضيح : قول زراره از امام صادق عليه السلام خبر واحد است : صغرى ؛ و خبر واحد حجّت است : كبرى ؛ پس نقل زراره حجّت است : نتيجه . بنابراين مجتهد مىتواند به استناد اين خبر ، به وجوب فلان امر فتوى دهد و در حق پيروانش فلان امر را واجب يا حرام كند . « 2 » طبق بيانات فوق ، مسألهء حجيت خبر واحد از مسائل اصلى علم اصول است و جاى بحث از آن ، علم اصول است و استطرادى نيست .
2 . مسلك مشهور : موضوع علم اصول خصوص ادله اربعه با وصف دليليت و حجيّت است كه وصف مزبور ، جزء يا قيد موضوع است . مثلًا كتابى كه اين صفت دارد حجّت است موضوعيّت دارد و . . . اين مسلك دو اشكال دارد :
اشكال اوّل : يك چهارم بحثهاى اصولى را مباحث حجّت تشكيل مىدهد و طبق بيان مزبور بايد تمام اينها از مسأله اصولى بودن خارج شوند و در مبادىِ دانش اصول داخل باشند ؛ زيرا در تمام اينها بحث از اصل حجيّت است و بر مسلك مشهور بحث از حجيّت بحث از اصل ثبوت و وجود موضوع است و بحث از اصل وجود موضوع ، بحث از مبادى است ، نه از مسائل كه پس از تثبيت اصل موضوع ، دربارهء عوارض آن گفتوگو مىكند . و التزام به خروج مسائل حجّت از مسائل علم اصول آسان نيست .
اشكال دوم : طبق اين مسلك لازم مىآيد مهمترين مسألهء اصولى ، يعنى مسأله حجيّت خبر
هامش
( 1 ) . اصول فقه ، ج 3 و 4 ، ص 11 .
( 2 ) . البته بحثهاى حجيّت خبر واحد تنها خبر واحد را از لحاظ سندى ارزشمند مىكند . اما از حيث دلالت كه نصّ يا ظاهر يامجمل است ، ربطى به اين بحث ندارد . اينكه آيا معارض دارد يا نه ، ربطى به اين بحث ندارد . و اينكه در مقام بيان واقع صادر شده است يا در مقام تقيّه ، ربطى به مانحنفيه ندارد . هركدام در جاى خود بحث شده است .