فتوايى خواهند بود . وجه اولويت اين است كه مناط حجيّت خبر واحد به بركت ادلّه حجيّت خبر ، عبارت است از افاده ظنّ يا اطمينان . چون خبر واحد ثقه مفيد ظنّ يا اطمينان است ، حجّت شده است و اين مناط در شهرت فتوايى به مراتب قوىتر است ؛ زيرا اگر از قول يك راوىِ معمولى براى ما مظنّه پيدا شود پس ، از قول هشتاد درصد فقهاء به طريق اولى چنين ظنّ يا اطمينانى حاصل مىشود . لذا مناط حجيت ، در شهرت فتوايى قوىتر و كاملتر است . پس بايد به طريق اولى ( اولويت قطعى ) حجّت باشد .
پاسخ دليل : مرحوم آخوند به اين دليل دو پاسخ داده است :
پاسخ اوّل : از كجا قاطع شديد كه مناط حجيّت ، افاده ظنّ است ؟ آيا در خود ادلّه حجيّت خبر واحد تصريح به اين مناط شده است تا منصوصالعلة باشد ؟ ادلّه خواهد آمد و خواهيم ديد در آنها تصريحى به مناط حجيّت نشده است . پس مناط مزبور تنقيحى و استنباطى خواهد بود و شما از امارات و قرائنى تنقيح مناط كردهايد . آنگاه اگر تنقيح مناط قطعى بود ، باز ارزشمند بود ، ولى قطعى نيست .
نهايتاً احتمالى و بلكه ظنّى است و شما احتمال قوى مىدهيد كه مناط حجيّت ، افاده ظنّ باشد و طبعاً اولويتى هم كه بر اين پايه ظنّى استوار باشد ، يك اولويت ظنى خواهد بود نه قطعى . تازه اين آغاز كلام است كه از كجا خود اين مظنه حجّت باشد ؟ پس نمىتوان به مناط مزبور اعتماد كرد .
پاسخ دوم : در پاسخ اوّل روى عدم العلم تكيه كرديم و گفتيم كه معلوم نيست مناط حجيت ، افاده ظنّ يا اطمينان باشد ، ولى در اين پاسخ قدم را فراتر نهاده و مىگوييم اصلًا ما قاطع هستيم كه مناط حجيّت ، افاده ظنّ نيست و قطع به عدم داريم و اگر كسى چنين ادعايى بنمايد ، گزافه گويى نكرده است . « 1 » دليل دوم : به بخشى از مشهورهء ابىخديجه يا همان مرفوعهء زراره استناد شده كه امام عليه السلام فرموده است : « خُذ بما اشتهر بين اصحابك » . « 2 » كيفيت استدلال اين است كه ماء موصول مفيد عموم است ، يعنى واجب است به هرچه كه شهرت دارد اخذ كنى و ترتيب اثر دهى ، چه شهرت فتوايى باشد ، چه روايى ، و به حكم عموم اين جمله ، شهرت فتوايى حجّت است .
پاسخ دليل : مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايد واضح است كه مقصود از موصول در فراز مزبور ، روايت است نه فتوى ، و منظور شهرت روايى است نه فتوايى .
توضيح : حديث درباره دو خبر متعارض است . راوى از امام مىپرسد اگر دو حديث متعارض از قول شما براى ما نقل كردند ، وظيفه ما چيست ؟ امام مىفرمايد « خُذ بما اشتهر بين اصحابك » . آنگاه ابهام
هامش
( 1 ) . شايد به اين دليل كه خبر عادل يا ثقه مطلقاً حجّت است ، چه براى شخص من مفيد ظن باشد ، چه نباشد ، كما اينكه در موضوعات هم بيّنه و شهادت عدلين مطلقاً حجّت است و قاضى بايد طبق آن قضاوت كند ، چه ظنّ پيدا بكند چه پيدا نكند .
( 2 ) . عوالىاللئالى ، ج 4 ، ص 133 .