ولى در سايه اينكه هر قولى مخالفى پيدا كرد هيچ كدام قابل اعتماد نيست ، نه به عنوان تامالسبب و نه جزء سبب ، مگر اينكه يكى از دو اجماع منقول مزايايى داشته باشد ، يعنى مدعى آن ، رأى قدما را نقل كند يا رأى فقهاء درجه اوّل را نقل كند كه خود اين مزيتى است . ولى از كجا بدانيم فلان اجماع منقول داراى اين مزاياست ؟ ناقل ، به تفصيل كه نقل آراء نكرده است تا بدانيم منظورش قدما هستند يا متأخرين ؟ بلكه بالاجمال و سربسته و به لفظ اجماع نقل كرده است ، لذا راهى نداريم ، ولى در پايان مىفرمايد « فافهم » . شايد اشاره باشد به اينكه راه دارد و از خصوصيات ناقل مىتوان به وجود مزيت يا منقصت در اجماع او پى برد .
الثالث : [ نقل التواتر بخبر الواحد ]
أنه ينقدح مما ذكرنا فى نقل الإجماع حال نقل التواتر و أنه من حيث المسبب لا بد فى اعتباره من كون الإخبار به إخبارا على الإجمال به مقدار يوجب قطع المنقول إليه بما أخبر به لو علم به و من حيث السبب يثبت به كلّ مقدار كان إخباره بالتواتر دالا عليه كما إذا أخبر به على التفصيل فربما لا يكون إلا دون حد التواتر فلا بد فى معاملته معه معاملته من لحوق مقدار آخر من الأخبار يبلغ المجموع ذاك الحد . نعم لو كان هناك أثر للخبر المتواتر فى الجملة و لو عند المخبر لوجب ترتيبه عليه و لو لم يدل على ما به حد التواتر من المقدار .
تنبيه سوم : نقل تواتر
تا به حال دربارهء نقل اجماع بحث شد . اكنون دربارهء نقل تواتر بحث مىشود : اگر كسى بگويد در حد تواتر به من خبر رسيده كه امام صادق عليه السلام چنين فرموده است ، عاصم چنان قرائت كرده ، زيد مُرد ، و . . .
با اين ادعاى تواتر چه كنيم ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد تمام بحثهايى كه در باب اجماع منقول بود درباره تواتر منقول نيز هست . گاهى منقول اليه با ناقل هم عقيده است و قول صد نفر ، براى هر دو متواتر است . در اينجا شنونده به اخبار مُخبر اعتماد مىكند و خود را جاى او مىگذارد و بنا را بر مسبب و مخبرٌ به گذاشته و به آن ترتيب اثر مىدهد . ولى گاهى ، همعقيده نيستند ، يعنى براى مخبر ، قول صد نفر متواتر است ولى براى شنونده اين مقدار كمتر از حد متواتر است و بايد قول دويست نفر باشد . لذا اخبار مخبر را به عنوان جزء سبب مىگيرد و بقيه را خودش تحصيل مىكند . اگر به دويست رسيد ، ترتيب اثر مىدهد ؛ و گرنه براى او اين گزارشِ تواتر ارزش ندارد .
آرى در يك فرض ارزش دارد و آن اينكه منقول اليه نذر كرده است كه هرگاه براى من نقل تواتر شد و مخبرى از تواتر اخبار كرد ، يك درهم صدقه بدهم ، ولو نزد من متواتر نباشد و تنها نزد مخبر متواتر باشد كه نامش تواتر فىالجمله است . در اين صورت نقل تواتر اثر دارد كه در باب نذر ظاهر شد و آن وجوب تصدق به درهم و لزوم وفاء به نذر بود ، و گرنه از لحاظ مخبربه ( موت زيد ، وجوب كذا و . . . ) اثرى ندارد ، مگر اينكه نزد منقول اليه سبب تامّ گردد .