روايى اصلًا نداشته باشد . اين نوع شهرت در باب جبران ضعف سند ، مفيد و سودمند است كه اگر حديثى از لحاظ سندى مشكلاتى دارد ولى مشهور به آن اقبال كرده و اعتناء نمودهاند ، اين امر باعث اعتبار آن مىشود ؛ چه اينكه اگر حديثى خيلى عالى السند باشد ، ولى مشهور از آن اعراض كنند ، باعث وهن حديث مىگردد . قاعده معروفى وجود دارد كه مىگويد : « كلمّا ازداد صحّةً « 1 » ازداد وهناً « 2 » و كلمّا ازداد وهناً « 3 » ازداد صحةً » . « 4 » رابطهء شهرت روايى با شهرت عملى از نسب اربع ، عموم و خصوص من وجه است ؛ چهبسا شهرت روايى باشد ، ولى عملى نباشد و چه بسا شهرت عملى باشد ، ولى روايى نباشد . يا ممكن است در مورد حديثى هر دو شهرت وجود داشته باشد ، و چهبسا هيچكدام نباشد .
شهرت فتوايى : شهرت فتوايىاى كه مورد بحث ماست عبارت است از اينكه مجرّد فتوى ، به حكمى از احكام - وجوب جمعه مثلًا - مشهور باشد و ببينيم كه مشهور فقهاء و نوع آنها ، فتوى به وجوب فلان امر دادهاند ، بدون اينكه اساساً روايتى بر طبق آن پيدا كنيم و يا اگر هم روايتى هست ، مطمئن باشيم كه فقهاء به استناد آن فتوى ندادهاند ، اين شهرت فتوايى صِرف و خالص است . حال آيا چنين شهرتى حجّت است ؟ اگر فقيهى فتواى مشهور را در موردى بدست آورد ، اين مىتواند ملاك فتوى به فلان حكم باشد و مثل اين باشد كه خبر موثقى بدست آورده يا خير ، شهرت ارزشى ندارد و مناط فتوى واقع نمىشود ؟
بعضى طرفدار حجيّت شهرت فتوايى شده و آن را از ظنون خاصه ( امارات ظنيهاى كه به خصوص عنوانشان دليل قاطع بر حجيّت دارند ) شمردهاند .
ولى مرحوم آخوند به پيروى از مشهور بر آن است كه شهرت فتوايى حجّت نيست و هيچ دليلى بر اعتبار آن قائم نشده است . « 5 » قوله : و توهّم : نهايت چيزى كه مىتوان براى حجيّت شهرت فتوايى به آن استدلال كرد ، چهار دليل است كه مع الاسف هيچ كدام صلاحيت آن را ندارند كه مُثبت حجيّت شهرت باشند .
دليل اوّل : فحوى يا مفهوم موافقت يا اولويت ادلّه حجيّت خبر واحد . ترديدى نيست در اينكه ادلّه حجيّت خبر واحد ، مستقيماً خود خبر واحد را شامل مىشود و بر حجيّت آن دلالت مىكند . حال اگر آن ادلّه - كه خواهد آمد - خبر واحد ثقه را حجّت كنند پس به طريق أولى دليل بر حجيّت شهرت
هامش
( 1 ) . از لحاظ سندى .
( 2 ) . اگر به آن بىمهرى شود و عمل نگردد .
( 3 ) . از حيث سند .
( 4 ) . از لحاظ حجيّت و ارزش ، اگر مورد عمل و توجه واقع شود و خوششانسى بياورد .
( 5 ) . البته متقابلًا دليل قاطعى بر ردّ و نفى اعتبار هم قائم نشده است ، ولى در مقدمات بحث امارات در امر سوم كه تأسيس اصل كرديم گفتيم اگر امارهاى مشكوك الاعتبار شد و دليلى بر اثبات يا نفى حجيّت آن قائم نشد ، اصل اولى عدم حجيّت است ؛ يعنى بنا را بر عدم حجيّت مىگذاريم و در نتيجه به شهرت فتوايى اعتنا نمىشود .