اتفاق كلمهء فتوى به وجوب فلان كار دادهاند . چنين اجماعى براى خود اين شخص ، اجماع محصَّل است و خود او را محصِّل اجماع گويند كه زحمت كشيده و تحصيل اجماع كرده است .
اجماع منقول آن است كه ديگران اقوال و فتاوى را تتبّع و تحصيل اجماع كردهاند و ماحصل كار خويش ، يعنى اجماع را براى ما بازگو مىكنند كه نسبت به ناقل ، اجماع محصل است و نسبت به مخاطب و منقول اليه ، منقول است . مثل همه اجماعاتى كه در كلمات فقهاء ادّعا شده است و ما آن را مىشنويم يا مىخوانيم . پس براى ما منقول است .
اجماع منقول دو قسم است :
1 . منقول به خبر متواتر : دهها يا صدها نفر از فقهاء براى ما نقل اجماع مىكنند كه در حد تواتر به ما گزارش مىشود .
2 . منقول به خبر واحد : يك يا دو يا چند نفر براى ما حكايت اجماع مىنمايند . حال اجماع محصّل اگر قطعى باشد و بهطور قطع ، كاشف از رأى امام باشد ، براى محصّل ارزش دارد و اگر ظنّى باشد ، فايدهاى ندارد . اجماع منقول به خبر متواتر هم در حكم اجماع محصَّل است . اكنون سخن در حجيّت اجماع منقول به خبر واحد است كه قطعاً مفيد ظنّ و از امارات ظنيّه است .
آيا اجماع منقول به خبر واحد از ظنون خاصّه است و دليل قاطع بر حجيّت آن وجود دارد يا چنين نيست ؟ اين نكته مسلّم است كه اجماع منقول به عنوان خودش هيچ دليلى بر اعتبار آن نيست و لذا كسانى هم كه طرفدار حجيّت آن شدهاند ، از باب اينكه مصداقى از مصاديق خبر واحد است « 1 » و ادلّهء حجيت خبر واحد به عموم يا اطلاقشان آن را شامل مىشوند ؛ از اين باب حجّت است .
حال بسيارى از كسانى كه خبر واحد را حجّت دانستهاند ، معتقدند كه اجماع منقول هم از افراد خبر واحد است و به همان دلايل حجّت است .
سه مطلب در باب اجماع
مرحوم آخوند مىفرمايد تحقيق مطلب دربارهء حجيّت اجماع منقول ، اين را مىطلبد كه امورى را ترسيم كنيم و سه مطلب را بيان نماييم :
مطلب اوّل : ملاك حجّت بودن اجماع
امر اوّل دربارهء مناط حجيّت اجماع است . چه در مكتب اهل سنّت و جماعت و چه در مكتب فقهاء اهلبيت عليهم السلام فىالجمله اجماع حجّت است . ولى اين اشتراك صرفاً صورى و ظاهرى است ، و گرنه از نظر ملاك حجيّت ، ميان دو مكتب ، تفاوت بنيادى وجود دارد . اهل سنت كه مادر اجماع هستند « 2 » و
هامش
( 1 ) . اين مطلب در ادامه مبسوطاً بيان خواهد شد .
( 2 ) . چون آنها اجماع را تأسيس كردهاند .