3 . اجماع حدسى : حدس عبارت است از آگاهىاى كه از غير راه حواس ظاهرى بدست آيد و به اين معنا اعمّ است و قاعده لطف را هم شامل مىشود ؛ زيرا در آنجا هم رأى امام از طريق ملازمهء عقلى حاصل مىشد ، نه از راه حس . ولى اصطلاحاً حدس مقابل طريقهء لطف است . طبق بيان مرحوم شيخ در رسائل حدس سه شعبه دارد :
الف ) حدسى كه مبتنى و متّكى بر يك سلسله مبادى حسّيّهء ضرورى و بديهى باشد ، يعنى مبادى و مقدماتى كه براى هر كسى حاصل شود عادتاً حدس مىزند . و به قول مرحوم آخوند ميان اين مبادى با آن امرى كه حدس مىزنيم ملازمهء عاديه وجود دارد . مثلًا فردى زحمت كشيده و اتفاق آراء جميع علماء را در جميع اعصار و قرون بدست آورده است و با اينكه آنها داراى مقامات عاليهء تقوى بودهاند و از روى هوى و هوس و استحسان و قياس و . . . فتوى نمىدادند و در بسيارى از مسائل اختلاف سليقه و نظر دارند ؛ ولى همگان در فلان حكم متّفق شدهاند . اينجاست كه هر انسان منصفى عادتاً حدس قطعى مىزند كه اين فقهاء عظام حكم را از امام و رئيس خود گرفتهاند . « 1 » ولى متأسفانه در غالب موارد چنين طريقى به روى ما مسدود است و آن شخص از كجا مىتواند ادعا كند كه در فلان مسأله آراء جميع فقهاء اعصار و امصار را بدست آورده است ؟
ب ) حدسى كه متكى بر مبادى حسيّه غير ضروريه باشد . يعنى مبادى و مقدماتى كه نه عقلًا ملازم با چنين حدسى است و نه عادتاً ؛ بلكه براى بعضى از افراد براساس سليقهاى كه دارند اتفاقاً و تصادفاً چنين پيشحدسى مىآيد و چه بسا براى صدها نفر اين حدس حاصل نشود . مثلًا فرد خاصى به ده نفر از فقهاء خيلى ايمان دارد و معتقد است اگر اين ده نفر متفق شدند ، حتماً حكم شرعى همان است و نظر امام عليه السلام موافق آنهاست . لذا از تحصيل فتواى اين ده نفر حدس قاطع به رأى امام مىزند ، ولى اتفاق روى جهت خاصى است كه ذكر شد ؛ و گرنه ديگران چنين نيستند .
ج ) حدسى كه متّكى بر مبادى اجتهادى و نظرى باشد كه حدس اندر حدس است . فرض كنيد فردى از قرائنى حدس مىزند كه نظر مشهور در فلان مسأله چنين و چنان است . سپس از آنجا هم حدس مىزند لابدّ همه فقهاء همين رأى را دارند . و بعد حدس مىزند كه لابد نظر امام نيز همين است .
مرحوم شيخ در رسائل مثالهاى متعددى براى اين قسم آورده است ؛ « 2 » ولى از آنجا كه اين قسم از ادّعاى اجماع هيچ ارزشى ندارد ، مرحوم آخوند اصلًا متعرض نشده است .
از كجا بدانيم كه فلان گروه از فقهاء ، معتقد به اجماع دخولىاند و عدّهاى معتقد به اجماع لطفى ؟
و نظر عدّهء سوم به اجماع حدسى است ؟ براى رسيدن به پاسخ اين سؤال دو راه وجود دارد :
هامش
( 1 ) . همانطور كه اگر اطرافيان و وابستگان يك بيت به اتفاق كلمه درباره فلان مسأله يك نظر داشتند ، انسان مطمئن مىشود كهرأى صاحب البيت همين است . يا اگر همهء شاگردان يك درس ، مطلبى را يكسان و به تقرير واحد بيان كردند ، انسان حدس مىزند كه اين را از استاد خود گرفتهاند .
( 2 ) . فرائدالاصول ، ص 55 .