تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
2 . احتمال قرينيّت موجود ؛ گاهى منشأ احراز نكردن ظهور ، عبارت است از اينكه چيزى در كلام متكلم موجود شده است و ضمناً متصل به كلام است . « 1 » ولى نمىدانيم آيا قرينيّت دارد و متكلم از كلامش خلاف ظاهر اراده كرده و به اين موجود اعتماد كرده است يا قرينيّت ندارد و قابل اعتماد نيست ؟ مانند استثنايى كه به دنبال چندين عام ذكر شود . مثلًا بگويد « أكرم العلماء و جالس الفقراء و احترم الاطباء إلّاالفاسقين منهم » كه قدر مسلم ، استثناء مزبور به عام اخير ، عود كرده و سبب تخصيص آن مىگردد و جلو ظهور آن را مىگيرد ؛ ولى يقين نداريم كه به عمومات قبلى هم عود مىكند و باعث تخصيص آنها هم مىشود . اين ، فقط صرف احتمال است ، چون قابليّت عود به جميع را دارد . حال در اين فرض چه بايد كرد ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد در اين صورت دو مبنا وجود دارد : الف ) مبناى صاحب فصول : ايشان اصالة الحقيقه را در موارد شك در ارادهء حقيقت و مجاز جارى مىداند ، آن هم نه به مناط افادهء ظن نوعى به مراد يا وثوق و اطمينان به مراد ، بلكه تعبداً جارى مىكند . يعنى همين‌كه شك كرديم بدون احراز ملاك و چشم بسته از اصل مزبور استفاده مىكنيم ، « 2 » بر اين مبنا در مورد احتمال قرينيّت موجود ، اصالة الحقيقه جارى كرده و به احتمال مزبور اعتناء نمىكنيم . ب ) مبناى مشهور : از نظر مشهور اين مبنا غلط است و عقلاء عالم اصل تعبدى ندارند كه تعبداً بناگذارى كنند ، بلكه به مناط ظنّ نوعى به مراد ، به ظاهر اخذ مىكنند . در مورد اين بحث چنين ظنّى وجود ندارد ؛ زيرا كلام پيچيده شده است به چيزى كه صلاحيت قرينيّت دارد . به عقيدهء مرحوم آخوند هرگاه كلامى محفوف شد به چيزى كه يصلح للقرينيه ، موجب اجمال كلام مىشود و آن را از قابليّت تمسّك مىاندازد . 3 . شك در موضوع له يا مستعمل فيه : گاهى سرچشمهء شك در عدم احراز ظهور ، عبارت است از شك در موضوع له لغوى كلام يا مستعملٌ فيه عرفى آن . مثلًا آيه مىگويد : فتيمموا صعيداً طيباً « 3 » و ما نمىدانيم كه صعيد چه معنايى دارد ! منشأ ندانستن هم اين است كه نمىدانيم واژهء صعيد در لغت عرب به معناى مطلق روى زمين آمده يا به معناى خصوص خاك است ؟ در اينجا ، موضوع له را نمىدانيم . يا اين‌كه مىدانيم در لغت عرب به مطلق وجه الارض اطلاق شده است ، ولى احتمال مىدهيم كه در عرف عام ، كثيراً مّا در خصوص تراب خالص استعمال شده و منقول گرديده است ، كه منشأ شك ، ندانستن مفهوم عرفى است . در اينجا چه بايد كرد ؟
هامش
( 1 ) . اگر منفصل باشد ضربه‌اى به ظهور نمىزند . ( 2 ) . الفصول‌الغرويه ، ص 41 . ( 3 ) . سورهء نساء ، آيهء 44 ؛ سورهء مائده ، آيهء 6 .