تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
اجمالى اينها را هم بگيرد . شايد در خصوص مصرحات قرآن چنين اتفاقى افتاده باشد ، شايد در مجملات تحريفى پيش آمده باشد كه ربطى به ظواهر ندارد . پس نسبت به ظواهر ، وقوع تحريف قطعى نيست و مجرّد شك است ، بنابراين به آن اعتنا نمىشود . پس چيزى كه مانع از تمسّك به ظواهر شود وجود نگرفت . 2 . بر فرض كه دامنه علم اجمالى ، ظواهر قرآن را نيز بگيرد و ما علم اجمالى به وقوع تحريف در ظواهر هم پيدا كنيم ، امّا باز هم ضررى ندارد ؛ زيرا ظواهر چند شعبه است : ظاهر آيات عقيدتى ، ظاهر آيات اخلاقى ، ظاهر آيات تاريخى ، ظاهر آيات پند و اندرز ، ظاهر آيات قصص . يكى از اين شعبه‌ها هم ظواهر آيات الاحكام است . آنچه براى ما حجت ( منجِّز و معذر ) است ، همين ظاهر آيات احكام است ، نه ظواهر آيات ديگر . و باز نسبت به خصوص آيات احكام كه محل بحث ماست ، يقين به وقوع تحريف نداريم و مجرّد شك است و چيزى كه مانع از تمسّك به ظاهر باشد نداريم . قوله : و العلم بوقوعه : اگر بگوييد نسبت به خصوص آيات الاحكام چنين علمى به تحريف نيست ، ولى نسبت به كلّ ظواهر ، كه يك طرف آيات احكام است و طرف ديگر آن ، آيات ديگر است علم اجمالى داريم ؛ آيا اين علم مانع نمىشود ؟ پاسخ اين است كه اين علم اجمالى ضررى ندارد و جلو اخذ به ظواهر آيات احكام را نمىگيرد ؛ چرا كه علم اجمالى وقتى مؤثّر است كه همهء اطرافش مورد ابتلاء باشد والّا اگر بعض اطراف از محل ابتلاء خارج بود ، نسبت به بعض ديگر علم اجمالىاى نيست كه اثر داشته باشد . در مانحن‌فيه چنين است ؛ زيرا ظواهر ساير آيات كه حجّت - به معناى منجّزيت و معذّريت - نيست ، تنها ظاهر آيات احكام حجّت است و چون يك طرف علم اجمالى از محل ابتلاء خارج است ، چنين علمى تأثير ندارد . آرى اگر همه ظواهر كتاب حجّت بود ، علم اجمالى به وقوع خلل و نقصان در برخى از آنها مانع از حجيّت مىشد ؛ ولى چنين نيست . در غير اين صورت ، يعنى اگر علم اجمالى به وقوع خلل در بعضى از ظواهر ، مطلقاً مانع از حجيّت ظواهر باشد ، ولو تمام آنها حجّت و مورد ابتلاء نباشد ، لازمه‌اش اين است كه نتوانيم به هيچ ظاهرى تمسّك نكنيم ؛ زيرا هيچ ظاهرى نيست مگر اينكه منفكّ از وقوع خلل در آن نيست و اين لازمه را احدى ملتزم نيست . فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه ساير ظواهر هم حجّت هستند ؛ ولى حجيّت هر چيزى متناسب با همان چيز و همان مقام است : شايد هم فافهم ، امر به دقت باشد . نعم لو كان الخلل المحتمل فيه أو فى غيره بما اتصل به لأخل بحجيته لعدم انعقاد ظهور له حينئذ و إن انعقد له الظهور لو لا اتصاله . مرحوم آخوند در عبارت‌هاى پيشين فرمودند « إلّا أنّه لا يمنع عن حجية الظواهر و . . . » يعنى علم