1 . بعضى از اخبار و روايات ، دالّ بر وقوع تحريف كذايى در قرآن است . مرحوم مشكينى مىفرمايد اخبار زياد است و نقل آن به درازا مىكشد و خارج از محدوده كتاب است . « 1 » 2 . اعتبار و محاسبه و ملاحظه نيز همين مطلب ( وقوع تحريف ) را تأييد مىكند . مرحوم مشكينى در توضيح اين كلام فرموده است : گاهى با آياتى روبهرو مىشويم كه صدر و ذيل آن يا شرط و جزايش بر حسب ظاهر هيچ ارتباطى ميانشان وجود ندارد ، طورى كه از هيچ عاقلى و بليغى چنين چيزى انتظار نمىرود ؛ چه رسد به كلام خداوند كه فوق كلام بشر است .
وى براى نمونه اين آيه را مطرح مىكند : و إن خفتم ألّاتقسطوا فى اليتامى فانكحوا ماطاب لكم من النساء مثنى و ثلاث و رباع ، « 2 » يعنى اگر بترسيد كه دربارهء ايتام مراعات قسط و عدل نكنيد ، پس با آن زنهايى كه مىخواهيد ازدواج كنيد با دو يا سه يا چهار زن ) . حال ميان خوف از مراعات قسط و عدل دربارهء يتيمان ، با جواز نكاح كذايى چه ارتباطى وجود دارد ؟ پس معلوم مىشود چيزى سقط شده و بر حسب روايتى ثلث قرآن ميان اين شرط و جزاء حذف شده است . مثال ديگر آيهء أليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الإسلام ديناً است كه در اثناء بيان گوشتهاى حرام در سوره مائده آمده است « 3 » و هيچ ارتباطى با باقى آيه ندارد . پس معلوم مىشود تحريف به نقيصه در قرآن پيش آمده است . البته مبناى مرحوم آخوند و هر كسى كه قائل به تحريف باشد ، باطل است و بزرگان در كتب مربوطه به آن پاسخ دادهاند و ما وارد اين بحثها نمىشويم . « 4 » با توجه به اين مقدمه ، دليل ششمى هم مىتوان به نفع اخبارىها اقامه كرد كه مبتنى بر مبناى تحريف به نقيصه است . اگر كسى بگويد ما علم اجمالى داريم كه در قرآن تحريف به نقيصه يا تغيير رخ داده است و با وجود اين علم اجمالى به هر ظاهرى كه مىرسيم احتمال مىدهيم از ظواهرى باشد كه دچار تحريف شده است و با وجود علم اجمالى حق نداريم به ظاهر آيه تمسك كنيم ، چون اگر به ظواهر بعضى استناد كنيم و ظواهر بعضى ديگر را كنار بگذاريم ترجيح بلامرجّح است و به همه ظواهر استناد كردن هم مخالف علم اجمالى است .
مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد اصل مبنا را قبول داريم و چنين علم اجمالىاى بعيد نيست ، سپس دو شاهد مىآورد كه قبلًا در مقدمه ذكر شد ؛ ولى در عين حال مدّعى است كه اين علم اجمالى مانع از اخذ به ظواهر قرآن نيست و جلو حجيّت ظواهر قرآن را نمىگيرد . وى براى اثبات اين ادّعا دو جواب مىدهد :
1 . قرآن آيات فراوانى دارد ، نصوص و مصرّحات دارد ، متشابهات و مجملات دارد ، ظواهر دارد و مايقين نداريم كه خلل و نقصان و تحريف كذايى مربوط به ظواهر قرآن باشد و دايره علم
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 167 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 47 .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 3 .
( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 3 .
( 4 ) . ر . ك : البيان .