تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
نادر و يا معدوم است كه با مقام معصوم نمىسازد معصوم ، اين همه روايت را براى چيزى كه مصداق ندارد بيان نمىكند به‌ناچار ماده اجتماع را به اين روايات مىدهيم و اخبار تفسير به رأى را بر دو مصداق ديگر حمل مىكنيم - كه كم هم نيست - تا حمل بر فرد معدوم يا نادر شود . و دعوى العلم الإجمالى بوقوع التحريف فيه بنحو إما بإسقاط أو تصحيف و إن كانت غير بعيدة كما يشهد به بعض الأخبار و يساعده الاعتبار إلا أنه لا يمنع عن حجية ظواهره لعدم العلم بوقوع خلل فيها بذلك أصلا . و لو سلم فلا علم بوقوعه فى آيات الأحكام و العلم بوقوعه فيها أو فى غيرها من الآيات غير ضائر بحجية آياتها لعدم حجية ظاهر سائر الآيات و العلم الإجمالى بوقوع الخلل فى الظواهر إنما يمنع عن حجيتها إذا كانت كلها حجة و إلا لا يكاد ينفك ظاهر عن ذلك كما لا يخفى فافهم . يكى از مباحثى كه در علوم قرآنى مطرح است ، مسألهء تحريف قرآن است . شكى نيست كه ساير كتب آسمانى از قبيل تورات و انجيل كه امروزه در دست مسيحيان و يهوديان است ، مبتلا به تحريف شده است ؛ ولى آيا قرآن هم دچار تحريف شده است يا خير ؟ در پاسخ اين سؤال گفتنى است تحريف سه شعبه دارد : 1 . تحريف به زيادة ، يعنى كلمه يا جمله يا آيه يا سوره‌اى بر قرآن كريم افزوده شده باشد . اين نوع تحريف به اتفاق كلمهء همهء مسلمانان در قرآن رخ نداده است و خود خداوند وعده داده است كه قرآن را حفظ خواهد كرد : إنّا نحن نزّلنا الذكر و إنّا له لحافظون . « 1 » 2 . تحريف به نقيصه ، يعنى جمله يا آيه يا قسمتى از قرآن كم شده باشد و آن مقدارى كه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شده بدست ما نرسيده است . 3 . تحريف به تصحيف ، يعنى كلمه يا جمله‌اى را تغيير داده و كلمات را جابجا كرده باشند يا از لحاظ ماده يا هيئت دخل و تصرفى در آن انجام داده باشند ، به‌گونه‌اى كه معناى كلام عوض شود . سخن در اين دو نوع تحريف است . اكثر محققان اماميه و عامه بر اين باورند كه چنين تحريفى در قرآن رخ نداده است و قرآن ، نه با يك كلمه زياد و نه يك كلمه كم ، بدست ما رسيده است و آنچه به‌عنوان ما بين الدفتين در اختيار ماست ، همان است كه بر رسول خدا نازل شده است ؛ ولى برخى از دانشمندان عامّه و خاصّه معتقدند چنين تحريفى در قرآن واقع شده است . از كلمات مرحوم آخوند استفاده مىشود كه ايشان هم اين قسم از تحريف را قبول دارد و مىفرمايد بعيد نيست كه چنين چيزى حقيقت داشته باشد . « 2 » مرحوم آخوند براى اثبات ادعايش دو شاهد مىآورد :
هامش
( 1 ) . سورهء حجر ، آيهء 9 . ( 2 ) . با توضيحاتى كه مرحوم مشكينى در حاشيه داده است معلوم مىشود ايشان نيز در اين باب با مرحوم آخوند هم‌عقيده است .