تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
اقوال در حجّيت ظواهر تا به حال اصل حجيّت ظواهر كلام شارع تبيين شد ، آن هم فىالجمله . يعنى قطع نظر از حدود و قيود و تفصيلات . اكنون اقوال و تفصيلاتى را كه در مسأله وجود دارد بيان مىكنيم : آيا ظواهر مطلقاً حجّت است يا با تفاصيل و قيودى حجّت است ؟ مرحوم آخوند پنج قول را طرح مىكند : 1 . قول مشهور و مرحوم آخوند اين است كه ظواهر ، مطلقاً حجّت و لازم‌الاتباع است و هيچ قيدى از قيود - كه در اقوال بعدى ذكر خواهد شد - در حجيّت ظواهر معتبر نيست . 2 . برخى حجيّت ظواهر را به افاده ظن فعلى به وفاق ، تقييد كرده و گفته‌اند ظواهر كلمات در صورتى حجّت و لازم الاتباع هستند كه بالفعل براى شخص مخاطب و مكلّف ، از آن ظاهر ، ظنّ به مراد متكلم پيدا شود ؛ آن هم ظن به وفاق ، يعنى بر وفق ظاهر كلام باشد ؛ و گرنه آن ظاهر در حق اين شخص حجّت نخواهد بود ، هرچند به‌گونه‌اى باشد كه شأنيت افاده ظن را دارا باشد و براى نوع افراد ، مفيد ظن به مراد باشد و براى آنها حجّت باشد ، گرچه براى منِ شخصى ارزشمند نيست . « 1 » 3 . برخى گفته‌اند كه افاده ظن فعلى به وفاق لازم نيست ؛ ولى وجود ظن فعلى به خلاف قادح است . به اين معنا كه لازم نيست براى شخص من ، بالفعل از ظاهر كلام ، ظن به وفاق و بر طبق ظاهر پيدا شود تا حجّت باشد ؛ ولى لازم ست كه ظن فعلى و شخصى به خلاف ظاهر پيدا نكنم تا حجّت باشد ؛ و گرنه با وجود ظنّ فعلى بر خلاف ظاهر ، چنين خطابى براى من حجّت نيست ، ولو براى ديگران حجت باشد . « 2 » ردّ قول دوم و سوم : مرحوم آخوند هر دو تفصيل را به حكم وجدان رد مىكند و مىفرمايد از نظر عرف و عقلاء اين عذر و بهانه پذيرفته نيست كه كسى بگويد چون براى شخص من ظن به وفاق حاصل نشده بود ، به آن خطاب اعتنا نكردم . يا چون ظن شخصى به خلاف حاصل شده بود ، از اين ظاهر صرف نظر كردم ! عقلاء چنين عذرى را نمىپذيرند و ملاك را ظن شخصى به وفاق يا به خلاف نمىدانند ، بلكه ظن نوعى ملاك است و براى نوع ، اين خطاب ظهور دارد و وقتى براى نوع ظهور داشت ، براى همگان و در حق همه حجّت است ؛ حتى در حق كسى كه ظن فعلى پيدا نكرده است . البته ظن فعلى به خلاف ، اگر از طريق قرينهء معتبره باشد ، ارزشمند است و جلو حجيّت ظاهر را مىگيرد ؛ ولى بحث ما در ظن فعلىاى است كه غيرمعتبر باشد . و اين ظن ، مانع نمىشود . 4 . مرحوم محقق قمى مخاطبان و شنوندگان ظواهر را به سه گروه تقسيم كرده است : الف ) كسانى كه مستقيماً مقصود به افهام‌اند ؛ يعنى قصد اصلى گوينده اين است كه به آنها مراد و مقصدش را بفهماند و روى سخن با آنان است .
هامش
( 1 ) . اين سخن به مرحوم كلباسى صاحب اشارات و مرحوم شيخ بهايى نسبت داده شده است . ( 2 ) . همان .