2 . صرف سيرهء عقلاء كافى نيست و نمىتوان خطابات شارع را بر آن حمل كرد ، بلكه بايد شارع مقدس هم يا مستقيماً پاى اين سيره را امضاء كند و آن را قولًا يا عملًا تأييد كند ( سيرهء مُمْضات ) و يا اگر هم صريحاً تأييد نكرد ، ردع و ممانعت هم نكند و سيرهء عقلاء را ابطال ننمايد . مرحوم آخوند در مانحنفيه روى عدم ردع تكيه مىكند و مىفرمايد ما يقين داريم كه اين سيره را ابطال نكرده است زيرا اگر ردع كرده بود ، اولًا بدست ما مىرسيد و مسلمين صدر اسلام آن را براى ما گزارش مىكردند ، چون حادثهء جديد و مهمى است و تمام عوامل و مقتضيات نقل و حكايت در آن موجود و همهء موانع نشر در آن مفقود است ؛ « 1 » با وجود اين حتى بهصورت خبر واحد هم بدست ما نرسيده است .
ثانياً اگر شارع سيره عقلاء را ردع كرده بود ، از دو حال خارج نبود : يا سيره و روش جديدى عرضه نكرده است كه موجب اغراء به جهل و القاء مسلمين در حيرت و سردرگمى است و با مقام حكمت مولى نمىسازد ، يا روش جديدى را اختراع كرده و عرضه كرده بود كه در اين صورت حتماً نقل مىشد و بدست ما مىرسيد ؛ در حالى كه قطعاً بدست ما نرسيده است و در هيچ كتابى ، از ردع اين سيره اثرى نيست . پس قطعاً ردع نكرده است و با توجه به اينكه سيره مزبور در نود و نه درصد موارد مبتلابه است و شارع هم آن را ردع نكرده است پس كاشف از قبولى اين سيره است .
[ ان قلت : اگر كسى بگويد كه شارع به دليل خاصّ نفرموده سيره عقلاء در ظواهر خطابات من حجت نيست ؛ ولى تحت عنوان عموماتى آن را ردع كرده است آنجا كه فرموده است : و لا تفف ما ليس لك به علم . . . ، « 2 » إنّ الظنّ لا يغنى من الحق شيئاً « 3 » يا إن يتبعون إلّاالظن و إن هم إلّايخرصون . . . . « 4 » پاسخ : در جواب مىگوييم رادع بودن اين آيات نسبت به سيره مزبور و ساير امارات ظنيه ، در مبحث حجيّت خبر واحد خواهد آمد و ما قبول نداريم و آن را مستلزم دور مىدانيم كه فعلًا مطرح نيست . ]
نتيجه : سيرهء عقلاء به ضميمهء عدم ردع شارع مقدس ، كاشف از اين است كه شرع مقدس به اين سيره راضى است و ظواهر كلام او هم حجت است . « 5 »
هامش
( 1 ) . مثل مسألهء خلافت و ولايت و امامت نيست كه يكصد و بيست و چهار هزار نفر در غدير خم آن را بشنوند ؛ ولى تنها يكصد و ده نفر ، يعنى كمتر از يك هزارم جمعيت آن را نقل كنند و بقيه سكوت نمايد . كه همهء مصائب عالم اسلام از آن سكوت شرمآور سرچشمه مىگيرد .
( 2 ) . سورهء اسراء ، آيهء 36 .
( 3 ) . سورهء يونس ، آيهء 36 .
( 4 ) . سورهء انعام ، آيهء 116 .
( 5 ) . بلكه بالاتر از عدم ردع ، مىتوان ادعا كرد كه شارع مقدس عملًا اين سيره را امضاء كرده و طبق آن مشى فرموده است و در قرآن و احاديث از ظواهر براى تعيين مرادش فراوان استفاده كرده است . اين همه اوامر قرآنى كه ظهور در وجوب دارند ، اين همه نواهى كه ظهور در تحريم دارند و اين همه الفاظ عموم و مطلقات كه ظهور در عموم و اطلاق دارند و . . . ؛ پس مىتوان ادعا كرد كه سيرهء مزبور مستقيماً و عملًا از سوى شارع مقدس امضاء شده است و قطعاً حجّت است .