امكان » معروف است و آن اينكه : « كلُّ ما قَرَع سمعك من الغرائب فذره فى بقعة الإمكان ما لم يذدك عنه واضح البرهان » . « 1 » يعنى هر چيز عجيب و غريبى گوشت را كوبيد . [ مثلًا وقتى شنيدى كه مىگويند ماوراء طبيعت ، حقايقى به مراتب قوىتر از حقايق طبيعى وجود دارد ، شنيدى كه موجودى هست كه داخلٌ فى الاشياء لا بالممازجة و خارج عن الاشياء لا بالمبانية و . . . ] آن را فورى نفى نكن [ و در قضاوت شتاب منما ! ] بلكه آن را در بقعه و اتاق امكان بگذار [ و بگو ممكن است ! شايد چنين چيزى باشد ! ] مگر اينكه برهان واضح و روشنى آن را نفى كند و از آن مانع شود ؛ [ پس تا برهان قاطع بر نفى چيزى نيافتهاى نفيش نكن ] . حال ممكن است كسى خيال كند اين قاعده مؤيّد كلام شيخ اعظم است و ابنسينا هم مىگويد بنا را بر امكان بگذار - چنان كه صاحب حاشيه بر رسائل چنين برداشتى كرده است - « 2 » آيا كلام شيخ الرئيس در معقول مؤيّد كلام شيخ اعظم در منقول است يا خير ؟
مرحوم آخوند مىفرمايد خير ، اين قاعده مؤيّد گفتار شيخ اعظم نيست ؛ زيرا امكانى كه در ما نحن فيه ( تعبد به اماره ) مطرح است ، عبارت است از امكان در قبال امتناع و وجوب ، كه از اوصاف واقعى و نفس الامرى ممكنات و محالات و واجب الوجود هستند و ممكن در واقع داراى وصف امكان ذاتى و وقوعى است ؛ چه ما بدانيم چه ندانيم ، چه ملتفت باشيم چه نباشيم . آيا واقعاً تعبد به اماره ممكن است يا محال ؟ ولى امكانى كه در كلام شيخ الرئيس مطرح است به معناى احتمال در مقابل قطع و يقين است ، يعنى اگر چيز عجيبى شنيدى و متعجب شدى ، بگو شايد چنين باشد ، ولو يقين ندارى . جايگاه احتمال هم در ذهن است . چهبسا صفت واقعى شىء محتمل ، وجوب وجود باشد ؛ ولى شما چون يقين ندارى مىگويى ممكن است ، يعنى شايد چنين چيزى باشد . پس قاعده مزبور هم به نفع شيخ اعظم تمام نشد .
اگر بپرسند چه مانعى دارد در مانحنفيه ( باب تعبد به امارات ) هم امكان را به معناى احتمال بگيريم ، نه مقابل امتناع و وجوب ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد امكان به اين معنا ، بيّنه ( استدلال نقلى ) و برهان ( استدلال عقلى ) لازم ندارد ، بلكه يك امر وجدانى است و هر كس بايد به وجدانش مراجعه كند و ببيند چنين احتمالى مىدهد يا نه . در حالى كه آقايان براى امكان تعبد ، نفياً و اثباتاً استدلال و برهان مىآورند و در صدد اثبات يك امر واقعى و نفس الامرى هستند . پس امكان تعبد به معناى احتمال تعبد در قبال يقين نيست ، و به معناى امكان در قبال امتناع است .
[ محاذير التعبّد بالأمارات ]
و كيف كان فما قيل أو يمكن أن يقال فى بيان ما يلزم التعبد به غير العلم من المحال أو الباطل و لو لم يكن بمحال أمور .
أحدها : اجتماع المثلين من إيجابين أو تحريمين مثلا فيما أصاب أو ضدين من إيجاب و تحريم و
هامش
( 1 ) . الاشارات و التنبيهات ، ج 3 ، ص 418 ، نمط دهم .
( 2 ) . فرائدالاصول ، ص 24 ، حاشيهء كتاب .