شرح است : مدلول مطابقىِ كلام نيازمند به لحاظ و تصور است و تا واضع يا مستعمِل آن را لحاظ نكنند قدرت وضع و استعمال ندارند ، ولى مدلول التزامى نيازى به لحاظ مستقل ندارد بلكه تابع لحاظ معناى مطابقى است .
با توجه به اين مقدمه مىگوييم مفاد ادلهء حجيّت امارات اين است كه مؤداى اماره مثل واقع و به منزله مقطوعٌبه است . همانطور كه اگر قطع به وجوب جمعه داشتيد ، آثار و احكامى داشت ، اگر امارهاى بر وجوب جمعه قيام كرد ، همان احكام را دارد همچنين مفاد دليل استحصاب اين است كه مستصحب به منزله واقع است ، يعنى وجوب جمعه واقعى هر حكمى داشت وجوب جمعهاى هم كه با استصحاب درست مىشود همان احكام را دارد ، و وقتى مدلول مطابقى ادلهء حجيّت و اعتبار اماره و اصل اين شد ، لازمهاش اين است كه خود اماره هم به منزلهء خود قطع باشد ، خود استصحاب هم به منزلهء قطع باشد و هر اثرى كه قطع به حكمى داشت - مثلًا وجوب تصدق به درهم - همان اثر را اماره يا استصحاب هم داشته باشد . پس اماره و اصل ، هم جانشين قطع طريقى شد كه تمام نظرش به واقع است ، و هم بالملازمه جانشين قطع موضوعى شد كه تمام نظرش به وصف قطع يا اماره يا اصل است .
قوله : و انّما كان تنزيل القطع : چون عبارت مزبور در حدود دو سطر خيلى مُغلَق است ، لذا آن را كلمه به كلمه ترجمه مىكنيم . تنزيل قطع ( قطع به مؤداى اماره يا قطع ، به مستصحب ، به منزلهء واقع يا قطع به واقع تنزيلى به جاى قطع به واقع وجدانى ) در مواردى كه براى قطع ( قطع به واقع ) دخالتى در موضوع است . قطع موضوعى مثل إذا قطعت بحياة زيد يجب التصدق بدرهم ، يا إذا قطعت بوجوب الجمعة يجب التصدق بدرهم . اين تنزيل بهدلالت مطابقى نيست ، بلكه بالملازمه است ، يعنى به سبب ملازمهاى است كه ميان تنزيل مؤدّى و مستصحب بهمنزلهء واقع ( مدلول مطابقى دليل حجيت ) با تنزيل قطع به واقع تنزيلى و تعبّدى « 1 » بهمنزلهء قطع به واقع حقيقى ( مدلول التزامى ) وجود دارد و اين تنزيل دوم بهدلالت التزامى است نه مطابقى . « 2 » نتيجه : دليل حجيّت اماره و اصل آن دو را جانشين همه اقسام قطع كرد ، بدون اينكه نيازى به دو لحاظ باشد و اجتماع آن دو محال باشد ، بلكه با يك لحاظ همه اينها تصوير و امكانپذير شد . به بيانى كه گذشت .
قوله : لا يخلو من تكلّفٍ . . . : اين عبارت خبر از « و ما ذكرنا فى الحاشيه » است و مىفرمايد الآن كه مشغول نوشتن كفايه هستيم ، از آن مطلب حاشيه رسائل عدول كرده و معتقدم كه آن راه خالى از تكلف
هامش
( 1 ) . قطع به مؤدّى يا مستصحب قطع به واقع تنزيلى مىتوان خود اماره و استصحاب را گذاشت .
( 2 ) . حاشيه بر فرائدالاصول ، ص 8 و 9 .